بزرگترين ثروت

بزرگترين ثروت

مردی از شیعیان خدمت حضرت صادق علیه السلام آمد و شكایت از فقر و تنگدستی نمود حضرت فرمود (انت من شیعتنا و تدعی الفقر و شیعتنا كلهم اغنیاء) تو از دوستان مائی و اظهار فقر و تنگدستی میكنی با اینكه تمام شیعیان ما بی نیاز و غنی هستند. آنگاه فرمود ترا تجارت پرفایده ایست كه بی نیازت كرده عرضكرد آن تجارت چیست ؟ فرمود اگر كسی از ثروتمندان بگوید روی زمین را برای تو پر از نقره میكنم و از تو میخواهم دوستی و ولایت اهل بیت پیغمبر را از قلب خود خارج كنی و نسبت بدشمنان آنها دوستی و محبت پیدا نمائی آیا حاضر میشوی این كار را بكنی ؟ عرض كرد نه یابن رسول الله (ص ) اگر چه دنیا را پر از طلا بنماید! فرمود پس تو فقیر نیستی : بینوا كسی است كه آنچه تو داری نداشته باشد، حضرت مقداری مال باو بخشیدند و مرخص شد.

بي نيازي از مردم

بي نيازي از مردم

در صدر اسلام مكرر اتفاق افتاده كه افراد بی بضاعت و احیانا ناقص عضو، حضور رسول اكرم و ائمه طاهرین علیهم السلام شرفیاب شده و اوضاع و احوال خود را شرح داده اند ولی اولیاء گرامی اسلام بجای كمكهای بلاعوض آنانرا بكار و فعالیت تشویق نموده اند. زراره میگوید: مردی بحضور امام صادق علیه السلام آمد، عرض كرد دستم ناسالم است و نمی توانم با آن بخوبی كار كنم ، سرمایه ندارم تا با آن تجارت نمایم و فرد محروم و مستمندی هستم . فقال اعمل و احمل علی راءسك واستغن عن الناس . امام علیه السلام كه می دید آن مرد، سر سالمی دارد و می تواند طبق رسوم محلی با آن كار كند و بار برد راضی نشد عزّ و شخصیتش با ذلت سؤال در هم شكسته شود و در زندگی كل بر مردم باشد. به وی فرمود: با سرت باربری كن و خویشتن را از مردم بی نیاز ساز.

باغ ضروان

باغ ضروان

در زمانهای گذشته ، مردی صالح و ربانی و عاقبت اندیش در روستایش بنام ضروان ، نزدیك یمن زندگی می كرد. او صاحب كشتزار و باغ پرمیوه بود. او از رسیدگی به زندگی مستمندان و احسان به آنها دریغ نمی كرد، به طوری كه از محصول باغ و كشت خود، به اندازه كفاف برمی داشت و برای سپاس از نعمتهای خداوند بقیه را به فقرا می داد. خانه او كعبه فقرا بود و بیشتر نیازمندان برای تاءمین نیازهای خود، همواره سراغ او را می گرفتند. این مرد ربانی هر وقت كه صلاح می دید، فرزندان خود را به دور خود جمع می كرد و آنها را به رسیدگی و فقراء وصیت می كرد و می گفت : همه نعمتها از آن خداست و برای كسب رضایت او انفاق در راهش را از یاد نبرید. فرزندان ، از این نوع وصیتها زیاد شنیده بودند، اما به دارائی مغرور بودند. سرانجام مرگ این مرد فرا رسید و از دنیا رفت . فرزندان نصیحت پدر را به فراموشی سپردند و پیمان بستند كه محصول باغ و مزرعه را بین خود تقسیم كنند و به فقراء ندهند. فقراء طبق معمول سالهای گذشته هر روز به نزد آنان در باغ می آمدند اما فرزندان مرحوم چیزی از نعمتهای ارزانی شده را نمی دادند. خداوند بر آن خیره سران غضب كرد. هنوز روز برداشت محصول نرسیده بود كه صاعقه ای آتشین بر مزرعه و باغ آنها افتاد و همه را سوزاند. آنها وقتی كه صبح به سوی باغ رفتند، دیدند همه سوخته است.

نعمت واقعي چيست؟

نعمت واقعي چيست؟

نویسنده امام رضا علیه السلام بنام ابراهیم بن عباس گوید:

 در خدمت امام بودیم كه یكی از فقها سئوال كرد معنی نعیم در آیه شریفه در آنروز از نعمت سئوال خواهید شد(( آب سرد)) است . امام با صدای بلند فرمود: اینطور تفسیر می كنید؟! و هر كسی به نوعی تفسیر می نماید یكی می گوید: منظور آب سرد است ، بعضی گویند: مراد خواب است ، عده ای گویند: غذای خوش طعم است !! همانا پدرم از پدرش حضرت صادق علیه السلام نقل فرمود كه با ناراحتی امام به عده ای كه اینطور تفسیر می كردند، فرمود: هرگز خدا چیزهائی كه به مخلوق تفضل فرموده سئوال نخواهد كرد و منت نمی گذارد، این كار از مخلوق ناشایست است كه از غذا و آب و چیزهائی دیگر به دیگران داده منت گذارد، چگونه می توان بخدای بزرگ نسبت داد چیزی را كه برای مردم شایسته نیست . ولی نعیم دوستی و ولایت بما خاندانست كه خداوند بعد از توحید و نبوت از آن سئوال خواهد كرد، بنده اگر به لوازم ولایت و محبت وفا كند به نعمتهای بهشت كه زوال ندارد میرسد.

فضيلت زحمت براي روزي

فضيلت زحمت براي روزي

فضل بن ابی قره گوید: ما بر امام صادق علیه السلام وارد شدیم در حالی كه او بروی دیواری مشغول كار بود. عرض كردیم : خداوند ما را فدای شماگرداند اجازه دهید مااین كار را برای شما انجام دهیم یااینكه غلامان آن را انجام دهند. امام علیه السلام فرمود: نه ، بگذارید خود آن را انجام دهم زیرا من دوست دارم كه خداوند عزوجل مرا ببیند در حالی كه بادستهای خود كار می كنیم و و بازحمت دادن به خود در طلب مال حلال هستم . آنگاه فرمود: امیرالمومنین علیه السلام برای تحصیل حاجت خود تلاش می كرد و دوست داشت كه خداوند او را ببیند كه خود را در طلب حلال به زحمت انداخته است.

اندازه معيشت

اندازه معيشت

روزی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله با همراهان خود در صحرا عبور می كرد كه به شتربانی گذر كرد، كسی را فرستاد تا از او شیر بخواهد. شتربان گفت : آنچه در سینه شترهاست صبحانه قبیله است و آنچه در ظرف هاست شام آنهاست . رسول خدا صلی اللّه علیه و آله گفت : خدایا مال و فرزندانش را زیاد گردان . آنگاه به راه افتادند تا به چوپانی رسیدند. حضرت كسی را فرستاد تا از او شیر بگیرد. چوپان گوسفند را دوشید و هرچه در ظرف داشت در ظرف پیامبر صلی اللّه علیه و آله ریخت و گوسفندی هم برای آن حضرت فرستاد و عرض كرد: همین اندازه نزد ما بود اگر بیشتر هم بخواهید به شما می دهیم . رسول خدا صلی اللّه علیه و آله گفت : خدایا او را به اندازه كفاف روزی ده . یكی از اصحاب عرض كرد: یا رسول اللّه ! برای كسی كه به شما چیزی نداد دعائی كردی كه همه ما آن را دوست داریم و برای كسی كه حاجت تو را برآورده ساخت دعائی كردی كه همه ما آن را ناخوش می داریم . رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود: آنچه كم و كافی باشد بهتر از زیادی است كه دل را مشغول دارد. خداوندا محمد و آل محمد را به اندازه كفاف روزی عطا فرما.

مومن و نعمت هاي دنيوي

مومن و نعمت هاي دنيوي

امام حسن(علیه السلام ) در عین اینكه پارسا و عابد بود و بیست بار پیاده از مدینه به مكه برای انجام مناسك حج رفت ، و سه بار همه اموال خود را صدقه داد، خوشپوش و با وقار و آراسته بود. روزی با لباس خوب و تمیز سوار بر قاطر زیبا از منزل بیرون آمد، و با شكوه و نورانیت خاصی در كوچه های مدینه می گذشت و به بیرون شهر می رفت . یك نفر یهودی نزدیك آمد و عرض كرد: سوالی دارم ، امام فرمود: بپرس . او گفت : جدت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمود: الدنیا سجن المومن و جنه الكافر: دنیا برای مؤ من ، زندان است و برای كافر بهشت . ولی اینك می بینم تو از مواهب دنیا بهره مندی ولی من در سختی هستم ! امام حسن (علیه السلام ) فرمود:

 این تصور تو غلط است كه مؤمن باید از همه چیز محروم باشد، و اگر تو مقام ارجمند مؤمن را در بهشت با جایگاه پست جهنم برای كافر را مقایسه كنی ، و با دنیای مؤمن و كافر بسنجی بخوبی درمیابی كه سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) درست است كه دنیا برای مؤمن زندان است و برای كافر بهشت می باشد.

نيکي بي رحمانه

نيکي بي رحمانه

یكی از مسلمین در مدینه در عصر رسول خدا(ص ) در بستر مرگ قرار گفت ، او از ثروت دنیا ز شش غلام بیشتر نداشت ،و چند دختر كوچك نیز داشت ، او كه احساس كرد در آستانه مرگ قرار گرفته ، غلامان خود را آزاد كرد و برای دختران كوچك خود چیزی نگذاشت و سپس از دنیا رفت .

طبق معمول جنازه او را به خاك سپردند، جریان مرگ او و بجا ماندن كودكان یتیم او را به رسول خدا(ص ) خبر دادند. پیامبر (ص ) از اینكه او غلامان خود را آزاد كرده (و در ظاهر، نیكی نموده ولی در باطن به كودكان خود ترحم ننموده و آنها را از ثروت دنیا محروم كرده ) متاثر گردید و فرمود: چنانچه به من اطلاع می دادید، من نمی گذاشتم او را در قبرستان مسلمین دفن كنید، زیرا او كودكان خود را از ثروت دنیا بی نصیب كرده و آنان را فقیر و بی پناه گذاشته تا دست گدائی به سوی مردم دراز كنند.

حتي در دل سنگ

حتي در دل سنگ

هنگامی كه حضرت موسی (ع ) از طرف خداوند، برای رفتن به سوی فرعون ،و دعوت او به خداپرستی ، ماءمور گردید، موسی علیه السلام (كه احساس خطر می كرد) به فكر خانواده و بچه های خود افتاد، و به خدا عرض كرد: پروردگارا چه كسی از خانواده و بچه های من ، سرپرستی می كند؟! خداوند به موسی (ع ) فرمان داد:

 عصای خود را بر سنگ بزن . موسی (ع ) عصایش را بر سنگ زد، آن سنگ شكست ، در درون آن ، سنگ دیگری نمایان شد، با عصای خود یك ضربه دیگر بر آن سنگ زد، آن نیز شكسته شد و در درونش سنگ دیگری پیدا گردید، موسی (ع ) ضربه دیگری با عصای خود بر سنگ سوم زد، و آن سنگ نیز شكسته شد، او در درون آن سنگ ، كرمی را دید كه چیزی به دهان گرفته و آن را می خورد. پرده های حجاب از گوش موسی (ع ) به كنار رفت و شنید آن كرم می گوید: سبحان من یرانی و یسمع كلامی و یعرف مكانی و یذكرنی و لاینسانی . :پاك و منزه است آن خداوندی كه مرا می بیند، و سخن مرا می شنود، و به جایگاه من آگاه است ، و بیاد من هست ، و مرا فراموش نمی كند. به این ترتیب ، موسی (ع ) دریافت ، كه خداوند عهده دار رزق و روزی بندگان است ، و با توكل بر او، كارها سامان می یابد.

فضيلت کسب و کار

فضيلت کسب و کار

گروهی از شاگردان امام صادق (ع ) گرد شمع وجود آن حضرت ، حلقه زده بودند، امام دید یكی از دوستانش بنام عمربن مسلم در میان آنها نیست ، جویای حال او شد، عرض كردند: او مدتی است ترك تجارت كرده رو به عبادت آورده (و تنها در محل خلوتی مشغول عبادت شده است ( امام فرمود: وای بر او، اما علم ان تارك الطلب لایستجاب له : آیا نمی داند كسیكه تلاش برای كسب معاش را ترك كند، دعایش به استجاب نمی رسد. سپس فرمود:

 در عصر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) وقتی آیه 2 و 3 سوره طلاق نازل شد كه ومن یتق اللّه یجعل له مخرجاً - و یرزقه من حیث لا یحتسب : و هر كس از خدا بترسد و پرهیزكار باشد، خداوند راه نجاتی برای او می گشاید و او را از جائیكه گمان ندارد روزی می دهد. گروهی درها را بر وی بستند و رو به عبادت آوردند و گفتند: خداوند عهده دار روزی ما شده است وقتی پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) از جریان آنها آگاه شد، شخصی را نزد آنها فرستاد كه چرا مشغول چنین عبادتی شده اید، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود: كسی كه چنین كند، دعایش ‍ مستجاب نمی شود، بر شما باد به كوشش برای تحصیل معاش زندگی.

توجه به معاش زندگي

توجه به معاش زندگي

داود بن سرحان می گوید: روزی دیدم امام صادق (ع ) با دست خود، مقداری خرما را با پیمانه ، می سنجد، عرض كردم : قربانت گردم ، اگر به بعضی از فرزندان و غلامان ، دستور می دادی تا این كار را انجام دهند، بهتر بود!. امام در پاسخ من فرمود:ای داود! زندگی یك انسان مسلمان ، سامان نمی یابد، مگر با سه كار:

 1- دین و احكام آن را بشناسد. 2- در گرفتاری ها، صبر و تحمل كند. 3- اندازه گیری در معاش زندگی را به نیكوئی حفظ نماید. و فرمود: (جدم ) علی بن الحسین (ع ) وقتی كه صبح می شد، به دنبال كسب و كار، از خانه بیرون می آمد، شخصی عرض كرد: ای پسر رسول خدا كجا می روی ؟. فرمود: اتصدق لعیالی میروم تا برای افراد خانواده ام ، صدقه تهیه كنم ، او پرسید: آیا صدقه طلب كنی ؟!. فرمود: من طلب الحلال فهو من اللّه صدقه علیه هر كس كه (با كار و كاسبی ) كسب مال حلال كند، آن مال از جانب خدا، صدقه برای او است.

معامله پر سود

معامله پر سود

عصر رسول اكرم اسلام (ص ) بود، در مدینه ، شخصی درخت خرمائی در خانه اش داشت ، كه قسمتی از شاخه های آن درخت به خانه همسایه سرازیر بود. با توجه به اینكه همسایه او شخصی عیالمند و فقیر بود. او وقتی می آمد تا از خرمای درخت خود بچیند، به بالای درخت می رفت و خوشه های خرما را می چید، و در ظرفی می گذاشت . هنگام چیدن خرما، گاهی چند دانه خرما به خانه همسایه می افتاد، كودكان همسایه آن خرماها را برداشته و می خوردند.

به ادامه مطلب بروید...........

ادامه نوشته

رسيدن به روزي حلال

رسيدن به روزي حلال

مرحوم آقا میرزا محمود شیرازی فرمود شنیدم از مرحوم حاج میراز حسن ضیاءالتجار شیرازی كه سالها در شیراز و اخیرا در تهران داروخانه عمده فروشی داشت ، سالی به قصد زیارت كربلا از طریق كرمانشاه همراه قافله حركت كردم و الاغی كرایه نمودم و اسباب و لوازم خود را بر آن گذاشته و سوار شدم تا نزدیك قزوین یك نفر پیاده همراه قافله بود.

به ادامه مطلب بروید.........

 

ادامه نوشته

اثر زکات بر روزي

اثر زکات بر روزي

جناب حاج مرادخان حسن شاهی ارسنجانی نقل كرده اند در سالی كه بیشتر نواحی فارس به آفت ملخ مبتلا شده بود به قوام الملك خبر دادند كه مزرعه های شما در نواحی فسا تمام به واسطه ملخ از بین رفته . قوام گفت باید خودم ببینم ، پس به اتفاق ایشان و مرحوم بنان الملك و چند نفر دیگر از شیراز حركت كردیم و چون به مزرعه های قوام رسیدیم دیدیم تماما خوراك ملخ گردیده به طوری كه یك خوشه سالم ندیدیم همینطوری كه می رفتیم و تماشا می كردیم به قطعه زمینی رسیدیم كه تقریبا وسط مزرعه بود، دیدیم محصول آن سالم و یك خوشه اش هم دست نخورده در حالی كه محصول زمینهای چهار طرف آن بكلی از بین رفته بود، قوام پرسید اینجا كی بذر پاشیده و متعلق به كیست ؟

 گفتند فلان شخصی كه در بازار فسا پاره دوزی می كند، گفت می خواهم او را ببینم به من گفتند او را بیاور، رفتم او را دیدم و گفتم آقای قوام تو را طلبیده ، گفت من به آقای قوام كاری ندارم اگر او به من كاری دارد بیاید اینجا. هرطوری بود با خواهش و التماس او را نزد قوام آوردیم . قوام از او پرسید فلان مزرعه بذرش از تو است و تو كاشته ای ؟ گفت بلی . قوام پرسید چه شده كه ملخ همه زراعتها را خورده جز مال تو را؟ گفت : اولاً من مال كسی را نخورده ام تا ملخ مال مرا بخورد، دیگر آنكه من همیشه زكات آن را سر خرمن خارج می كنم و به مستحقین می رسانم و مابقی را به خانه ام می برم . قوام الملك او را آفرین گفت و از حالش سخت در شگفت شد.

ذکر رفع فقر و قرض

ذکر رفع فقر و قرض

حضرت امام محمد باقر (ع ) فرمودند:
یك روز مردی محضر مقدس آقا حضرت رسول (ص ) مشرف شد از وسوسه حدیث نفس و قرضی كه برای او سنگین شده بود و از فقر و درویشی به آن حضرت شكایت كرد. حضرت رسول (ص ) به او فرمودند:
این ذكر را همیشه تكرار كن و بگو: تَوَكَّلْتُ عَلَی الْحَی الَّذی لایَمُوتُ وَ الْحَمْد ُلِلّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فِی الْمُلْكِ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِی مَنَ الذُّلِ وَ كَبِّرْهُ تَكْبیراً. آن مرد رفت .
چند روزی نگذشته بود كه دوباره خدمت حضرت آمد و گفت : یا رسول اللّه ( عجب ذكری به من عنایت كردی ، دستت درد نكند)، خداوند متعال به بركت این ذكر، وسوسه را از من دور كرد وقرض مرا ادا نمود و مرا از درویشی و فقر نجات داد و توانگر فرمود.

رمز بي نيازي

رمز بي نيازي

به گذشته پرمشقت خویش می اندیشید، به یادش می افتاد كه چه روزهای تلخ و پرمرارتی را پشت سرگذاشته ، روزهایی كه حتی قادر نبود قوت روزانه زن و كودكان معصومش را فراهم نماید. با خود فكرمی كرد كه چگونه یك جمله كوتاه فقط یك جمله كه در سه نوبت پرده گوشش را نواخت ، به روحش نیرو داد و مسیر زندگایش را عوض كرد و او و خانواده اش را از فقر و نكبتی كه گرفتار آن بودند نجات داد. او یكی از صحابه رسول اكرم بود. فقر و تنگدستی بر او چیره شده بود.

به ادامه مطلب بروید..........

ادامه نوشته