دوست حقيقي علی (ع)

دوست حقيقي علی (ع)

داستان مسلم مجاشعی است، كه به حقیقت، امامت امامان به حق را قبول داشت كه دوستی حقیقی همین است :
در آغاز جنگ جمل، سپاه علی - علیه السلام - در برابر سپاه مخالفان، در بصره قرار گرفت، علی - علیه السلام - سعی می كرد، جنگ و خونریزی نشود، ولی دشمن درصدد آشوب و فتنه انگیزی بود.
علی - علیه السلام - برای آخرین اتمام حجت، به یاران خود رو كرد و فرمود:

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

دوست سفر

دوست سفر

حضرت صادق علیه السلام فرمود: حضرت زین العابدین - علیه السلام - مسافرت نمی كرد مگر با رفیقهائی كه او را نمی شناختند با آنها شرط می كرد در كارهائیكه پیش می آید اجازه دهند آن جناب هم خدمت كند زمانی با دسته ای به سفر رفت در بین راه مردی ایشان را شناخت به رفیقان گفت: می شناسید این آقا كیست؟ جواب دادند نه . گفت : علی بن الحسین زین العابدین است ، آنها حركت كرده دست و پای حضرت را می بوسیدند. عرض كرد یابن رسول الله آیا با این این عمل خیال داشتی برای همیشه ما را به آتش جهنم بسوزانی.

چنانچه خدای ناخواسته جسارتی یا دست درازی یا زبان درازی نسبت به شما می كردیم ، یابن رسول الله شما را چه بر این كار واداشت ؟ آن جنان فرمود: من چندی پیش با عده ایكه مرا می شناختند مسافرت كردم خدماتی به من می كردند بواسطه حضرت رسول - صلی الله علیه و آله - كه سزاوار آن نبودم . ترسیدم شما هم مثل آنها بكنید

حرمت برادر مومن

حرمت برادر مومن

عبدالمومن انصاری گوید: به محضر امام كاظم - علیه السلام - رسیدم و محمد بن عبداللّه جعفری هم نزد آن حضرت بود من با محمد تبسمی كردم امام كه مشاهده می كرد فرمود: او را دوست داری ؟
عرض كردم : بله ، البته بخاطر شما او را دوست دارم .
امام - علیه السلام - فرمود: او برادر توست و مومن برادر مادری و پدری مومن است اگر چه از یك پدر نباشند (همه فرزند آدم و حوا هستند).
ملعون است كسی كه به برادرش تهمت زند.
ملعون است كسی كه به برادرش خیانت كند.
ملعون است كسی كه برادرش را (از كجروی) پند و اندرز ندهد.
ملعون است كسی كه از برادرش غیبت كند.

اعلام دوستي

اعلام دوستي

حفض بختری گوید: خدمت امام صادق - علیه السلام - بودم كه مردی وارد شد. حضرت به من فرمود: او را دوست داری ؟
عرض كردم : آری
حضرت فرمود: چرا او را دوست نداشته باشی در حالی كه برادر تو می باشد و شریك دین و یاور تو علیه دشمنت و روزی او هم بر عهده دیگری است .
امام صادق - علیه السلام - فرمود: هرگاه مردی را دوست داشتی او را ازآن آگاه گردان زیرا اعلام محبت ، دوستی میان شما را پابرجاتر می كند.

کيفر بي اعتنايي به دوست

کيفر بي اعتنايي به دوست

محمد بن سنان گوید: در محضر حضرت رضا - علیه السلام - بودم به من فرمود: در دوران بنی اسرائیل (قبل از اسلام) چهار نفر مؤمن ، با هم دوست بودند، روزی یكی از آنها به خانه ای كه آن سه نفر دیگر برای كاری در آن اجتماع كرده بودند رفت و در زد، غلام بیرون آمد (و به دروغ) گفت :

آقایم در منزل نیست .

به ادامه مطلب بروید.........

 

ادامه نوشته

گره گشايي از کار دوست

گره گشايي از کار دوست

ابان بن تغلب، از یاران نزدیك امام صادق - علیه السلام - است، می گوید: با امام صادق - علیه السلام - در مكّه بودم، همراه آن حضرت، مشغول طواف كعبه شدیم، در این وقت یكی از شیعیان، از من تقاضا كرد كه همراه او برای برآوردن حاجتی كه داشت، برویم .
من به طواف، ادامه دادم، او اشاره كرد، ولی من به او توجه نكردم زیرا دوست داشتم امام صادق - علیه السلام - را تنها نگذارم .
او بار دیگر اشاره كرد، امام متوجه اشاره او گردید، به من فرمود: او با تو كاری دارد؟ گفتم : آری، فرمود او كیست ؟ گفتم : از دوستان ما است، شیعه است . امام كه متوجه شده بود، او كار لازمی دارد، فرمود: نزد او برو. عرض كردم : طواف را قطع كنم . فرمود: آری . عرض كردم : گر چه طواف واجب باشد؟ فرمود: آری برو، گر چه طواف واجب باشد.
و از سخنان امام صادق - علیه السلام - است كه فرمود:
مشی المسلم فی حاجه المسلم خیر من سبعین طوافاً بالبیت الحرام .
ترجمه :
سعی و گام برداشتن مسلمان برای برآوردن نیازهای مسلمان، بهتر از هفتاد بار طواف، به دور كعبه است.

دو همکار

دو همکار

صفا و صمیمیت و همكاری صادقانه هشام ابن الحكم و عبداللّه بن یزید اباضی ، مورد اعجاب همه مردم كوفه شده بود. این دو نفر، ضرب المثل دو شریك خوب و دو همكار امین و صمیمی شده بودند. این دو به شركت یكدیگر، یك مغازه خرازی داشتند. جنس خرازی می آوردند و می فروختند. تا زنده بودند میان آنها اختلاف و مشاجره ای رخ نداد.

به ادامه مطلب بروید..........

ادامه نوشته

رابطه اي که بريده شد

رابطه اي که بريده شد

شاید كسی گمان نمی برد كه آن دوستی بریده شود و آن دو رفیق كه همیشه ملازم یكدیگر بودند، روزی از هم جدا شوند. مردم یكی از آنها را بیش از آن اندازه كه به نام اصلی خودش بشناسند به نام دوست و رفیقش ‍ می شناختند. معمولاً وقتی كه می خواستند از او یاد كنند، توجه به نام اصلیش نداشتند و می گفتند:رفیق ....
آری او به نام رفیق امام صادق معروف شده بود، ولی در آن روز كه مثل همیشه با یكدیگر بودند و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند، آیا كسی گمان می كرد كه پیش از آنكه آنها از بازار بیرون بیایند، رشته دوستیشان برای همیشه بریده شود؟!

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته