مبارزات عملی ابراهیم (ع)با بت پرستی

مبارزات عملی ابراهیم (ع)با بت پرستی

آزر با این كه ابراهیم را از یكتا پرستی منع می‎كرد، ولی وقتی كه چشمش به چهره ملكوتی ابراهیم می‎افتاد، محبتش نسبت به او بیشتر می‎شد، از آن جا كه آزر رئیس كارخانه بت سازی بود، روزی چند بت به ابراهیم داد تا او آنها را به بازار ببرد و مانند سایر برادرانش آنها را به مردم بفروشد، ابراهیم خواسته آزر را پذیرفت، آن بت‎ها را همراه خود به طرف میدان و بازار آورد، ولی برای این كه فكر خفته مردم را بیدار كند، و آنها را از پرستش بت بیزار نماید، طنابی در گردن بتها بست و آنها را در زمین می‎كشانید و فریاد می‎زد:

«مَنْ یشْتَرِی مَنْ لا یضُرُّهُ وَ لاینْفَعُهُ؛ چه كسی این بتها را كه سود و زیان ندارند از من می‎خرد.»
سپس بتها را كنار لجنزار و آبهای جمع شده در گودالها آورد و در برابر چشم مردم، آنها را در میان لجن و آب آلوده می‎انداخت و بلند می‎گفت: «آب بنوشید و سخن بگویید!!»[1]

به ادامه مطلب بروید...............

 

ادامه نوشته

تولّد ابراهیم (ع) و تفكر او در آفرینش

تولّد ابراهیم (ع) و تفكر او در آفرینش

تولّد ابراهیم در درون غار، و سیزده سال زندگی مخفی او
شب و روز هم چنان می‎گذشت، هفته‎ها و ماهها به دنبال هم گذر می‎كرد،‌و به همین ترتیب ولادت ابراهیم ـ علیه السلام ـ نزدیك می‎شد، مادر قوی دل و شجاع ابراهیم ـ علیه السلام ـ همواره در این فكر بود كه هنگام زایمان كجا رود، و چگونه فرزندش را از گزند جلّادان حفظ نماید؟
در آن عصر، قانونی در میان مردم رواج داشت كه زنان در هنگام قاعدگی به بیرون شهر می‎رفتند و پس از پایان آن، به شهر باز می‎گشتند.

به ادامه مطلب بروید............

ادامه نوشته

ماجرای حضرت ابراهیم(ع)ونمرود

ماجرای حضرت ابراهیم (ع) و نمرود


نام مبارك حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ قهرمان توحید 69 بار در 25 سوره قرآن آمده، و یك سوره قرآن (چهاردهمین سوره) به نام سوره ابراهیم است. فرازهای سازنده و گوناگون زندگی سودمند آن حضرت در ضمن 25 سوره قرآن ذكر شده است، و این موضوع بیانگر عنایت خاص قرآن به زندگی ابراهیم ـ علیه السلام ـ است، تا پیروان قرآن آن را بخوانند، از آن درسهای بزرگ زندگی را بیاموزند. و از مكتب سازنده و آموزنده او برای پیشروی به سوی كمال، الهام بگیرند.

 

به ادامه مطلب بروید..............

 

ادامه نوشته

عاقبت قوم ثمود

عاقبت قوم ثمود

آنها نه تنها از اين جنايت بزرگ، نهراسيدند، ‌بلكه با كمال بي‎شرمي نزد صالح آمدند و گفتند: «آن عذاب را كه وعده مي‎دهي بر ما فرو فرست.»
خداوند به صالح ـ عليه السلام ـ وحي كرد: به آنها بگو: عذاب من تا سه روز ديگر به سراغ شما خواهد آمد، اگر شما در اين سه روز توبه كرديد، عذابم را از شما باز مي‎دارم و گرنه، قطعاً مشمول عذاب خواهيد شد. صالح ـ عليه السلام ـ پيام خداوند را به آنها ابلاغ كرد،‌ آنها گفتند: اگر راست مي‎گويي آن عذاب را براي ما بياور. صالح به آنها فرمود: اي قوم! نشانة عذاب اين است كه چهرة شما در روز اول از اين سه روز، زرد مي‎شود، و در روز دوم سرخ مي‎گردد، و در روز سوم سياه مي‎شود. همين نشانه‎ها،‌ در روز اول و دوم و سوم، ظاهر شد، در اين ميان بعضي مضطرب شدند و به بعضي ديگر مي‎گفتند: مثل اين كه عذاب نزديك شده، ولي آخرين جواب قوم سركش و مغرور اين بود كه: «ما هرگز سخن صالح را نمي‎پذيريم و از خدايان خود (بتها) دست نمي‎كشيم».

به ادامه مطلب بروید...............

 

ادامه نوشته