صحبت كردن و دعوت نمودن مرده اى  

صحبت كردن و دعوت نمودن مرده اى 

خداوند به افراد مؤ منى كه از دنيا رفته و وارد عالم برزخ شده اند آن قدر نعمت و امكانات مى دهد كه اگر بخواهد همه اهل زمين را دعوت كند مى تواند. نعمت ها، ميوه ها، شيرينى ها، غذاها، لذت ها و شادى هاى آن جا، با عالم دنيا فرق مى كند و قبل مقايسه نيست ، لذتى كه از خوردن و چشيدن ميوه ها و غذاهاى دنيا مى بريم قطره اى از ميوه ها و شيرينى ها و لذت هاى عالم برزخ است . بعضى افراد زنده در همين عالم از غذاها و ميوه هاى برزخى استفاده كرده و لذت آن ها را برده اند. در اين جا به چند مورد از آنان اشاره مى كنيم .

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

صحبت كردن فاطمه بنت اسد  

صحبت كردن فاطمه بنت اسد 

((فاطمه )) بنت اسد يكى از زنان بزرگ اسلام كه بسيار به رسول خدا علاقمند بود و اولين زنى است كه بعد از هجرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از مكه به مدينه هجرت كرد و با كمال سختى و مشقت وارد مدينه شد در حالى كه هنوز رسول خدا در مسجد قبا بود.
پاهاى ((فاطمه )) تمام آبله زده و زخم شده و آماس كرده بود. رسول خدا دستور داد استراحت كند. زنان مدينه براى معالجه پاهاى او آمدند. اين زن بزرگ تا آخر عمر در مدينه بود و در همان شهر هم ، از دنيا رفت و در بقيع قبرش در جلوى قبرهاى چهار امام قرار دارد.

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

صحبت كردن شمعون با امير المومنين عليه السلام

صحبت كردن شمعون با امير المومنين عليه السلام

در زمان خلافت ظاهرى امير المومنين عليه السلام در ماجراى جنگ صفين كه بين آن حضرت و معاويه به وجود آمد، يكى از ياران و شيعيان ، به نام ((قيس )) مى گويد: روزى در جبهه صفين ، حضرت على عليه السلام براى نماز مغرب كنار كوهى رفت در حالى كه من در خدمتش ‍ بودم .
بعد از آن كه اذان مغرب را گفت : مردى كه موهاى سر و صورتش سفيد و چهره اش نورانى بود به حضور آن حضرت آمد و عرض كرد: ((سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد اى امير المومنين ! آفرين بر وصى خاتم پيامبران و پيشواى پيشتازان سفيد رويان .))

به ادامه مطلب بروید......

ادامه نوشته

صحبت كردن جمجمه انوشيروان  

صحبت كردن جمجمه انوشيروان 

عمار ياسر مى گويد: امير المومنين عليه السلام وارد شهر مدائن شده و در ايوان كسرى فرود آمد در حالى كه ((دلف بن بحير)) با آن حضرت بود. بعد از خواندن نماز، با جماعتى از اهل ساباط حركت كرد و به ((دلف بن بحير)) فرمود:

تو هم با ما حركت كن . همه با هم حركت كردند و از تمام منزل ها و كاخ ‌هاى كسرى بازديد كردند و به ((دلف )) فرمود: كسرى در اين مكان فلان چيز را داشت و در آن مكان فلان چيز را گذاشته بود.

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

صحبت كردن مرده  

صحبت كردن مرده 

از امام صادق عليه السلام نقل شده است : عيسى ابن مريم عليه السلام به همراه حواريون در بيابان عبور مى كردند تا به آبادى ويران شده اى رسيدند. ديدند تمام مردم و پرندگان و حيوانات آن مرده اند (و خبرى از حيات و زندگى در آن نيست ).
فرمود: اهل اين آبادى نمرده اند مگر به غضب و سخط خدا و اگر اين ها به مرگ طبيعى و خدايى مرده بودند، هم ديگر را دفن مى كردند.

به ادامه مطلب بروید......

ادامه نوشته

صحبت كردن ضمره  

صحبت كردن ضمره 

از جابر بن عبدالله انصارى نقل شده است : حضرت على ابن الحسين امام سجاد عليه السلام فرمود: ما نمى دانيم با مردم چگونه رفتار كنيم . اگر آن چه را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ما رسيده است . براى آنها بگوييم مى خندند و اگر ساكت بمانيم طاقت نمى آوريم . ضمره بن سعيد، وقتى سخن آن حضرت را شنيد گفت : آن چه را كه به تو رسيده است براى ما بگو.

به ادامه مطلب بروید.......

ادامه نوشته

صحبت كردن جوانى نيكوكار

صحبت كردن جوانى نيكوكار

بعد از آن حضرت عيسى عليه السلام حركت كرد و كنار قبرى كه شايد صاحبش چند صد سال پيش از دنيا رفته و قبرش با زمين مساوى شده و اثر آن از بين رفته بود آمد و فرمود: اى صاحب قبر! با اذن و اجازه خدا زنده شو. ناگهان قبر شكافته شد. پيرمردى بانشاط و جمال در حالى كه نور از صورت و پيشانى او به سوى آسمان مى رفت و خاك سر و صورت خود را برطرف مى كرد. از قبر بيرون آمد و گفت : ((السلام عليك يا روح الله )) آيا قيامت بر پا شده است ؟

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

چند شب غذاى من را نفرستادى  

چند شب غذاى من را نفرستادى 

در رابطه با ارتباط داشتن ارواح با بازماندگان و شكايت كردن از آنان و بيان نمودن ناراحتى خود را از ايشان ، داستانى را بيان مى كنيم : به آن توجه فرماييد.
در سال 1364 هجرى قمرى مرحوم آية اله آقا ميرزا محمد نجم الدين تهرانى كه از علماى بزرگ و با اخلاص و محل اقامتشان در سامرا بود با تمام خويشان خود به قصد زيارت حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا عليه السلام به سوى ايران حركت مى كنند...

به ادامه مطلب بروید........

 

 

ادامه نوشته

صحبت كردن جوانى مجرم

صحبت كردن جوانى مجرم

 روزى حضرت عيسى ! با حواريون به قبرستانى عبور كردند. ديدند، عده اى مشغول دفن جوانى هستند كه تازه از دنيا رفته است . بعد از دفنش ، قدرى آب روى قبرش ريختند و رفتند. هنوز آب خشك نشده بود كه حضرت عيسى كنار قبر او آمد و فرمود: ((به اذن خدا بلند شو)). جوان زنده شد و از قبر بيرون آمد. حضرت ديد اين جوان بسيار شكسته و خسته به نظر مى رسد در حالى كه قدش خميده و موى سرش سفيد و صورتش ‍ سياه بود. گويى مانند پيرمردى است كه چند هزار سال پيش مرده است .عيسى عليه السلام پرسيد: چه مدت است كه جان سپرده اى ؟ گفت :

 به گمانم چند هزار سال . پرسيد: پس از مرگ بر تو چه گذشت ؟ گفت : وقتى مرا به خاك سپردند نكير و منكر آمدند و سئوالاتى كردند، چون نتوانستم جواب دهم ، مرا تازيانه اى زدند كه قبرم پر از آتش شد و تا الان كه مرا زنده كرديد در آتش مى سوخت !
فرمود: وقتى از دنيا رفتى صورت تو سياه و مويت سفيد و كمرت خميده بود؟ عرض كرد: نه ، قوتى مرا صدا زدى فكر كردم قيامت برپا شده است . لذا كمرم خميد و مويم سفيد شد، سياهى صورتم هم ، در اثر آتش و عذاب است . فرمود: اى جوان به جاى خود برگرد.
 

صحبت كردن سام بن نوح  

صحبت كردن سام بن نوح 

جماعتى خدمت حضرت عيسى عليه السلام عرض كردند: يا روح الله ! براى ما زنده كن كسى را كه از مرگ و قيامت سخن گويد. آن حضرت فرمود: هر كس را كه مى خواهيد زنده كنم اختيار كنيد.
آن جماعت ((سام بن نوح )) را اختيار كردند. عيسى ابن مريم عليه السلام دو ركعت نماز خواند و دست به دعا برداشت و خدا را خواند كه ((سام بن نوح )) را زنده كند. خداوند دعاى او را به اجابت رسانيد و او را زنده كرد. عيسى ديد موهاى سر و محاسن او سفيد شده است .
فرمود: اى ((سام ))! اين سفيدى كه در سر و صورت تو پيدا شده از چه جهت است در حالى كه سفيد شدن مو در زمان تو نبوده بلكه در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام پيدا شده است .
عرض كرد: يا روح الله ! وقتى شنيدم مرا صدا مى زنى گمان كردم قيامت بر پا شده است ؛ از ترس آن روز، موهاى سر و صورتم سفيد شد.
فرمود: چند سال است از دنيا رفته اى ؟ عرض كرد: يا روح الله ! چهار هزار سال پيش از دنيا رفته ام و در طول اين مدت هنوز سكرات و سختى هاى مرگ از من برطرف نشده است

صحبت كردن چند نفر با عيسى وصحبت كردن حضرت يحيى

صحبت كردن چند نفر با عيسى وصحبت كردن حضرت يحيى

صحبت كردن چند نفر با عيسى

  يكى از معجزات بزرگ حضرت عيسى عليه السلام زنده كردن مردگان بود. از جمله چند نفر از مردگان را زنده كرد و از احوال آنان سئوال نمود و آن ها جواب آن حضرت را دادند و ناراحتى خود را بيان كردند.


 صحبت كردن حضرت يحيى

  امام صادق عليه السلام فرمود: عيسى بن مريم عليه السلام بر سر قبر يحيى بن زكريا عليه السلام آمد و از خدا در خواست كرد كه او رازنده كند. خداوند دعاى او را به اجابت رسانيد و يحيى عليه السلام را زنده كرد. او از قبر بيرون آمد و عرض كرد: از من چه مى خواهى و چرا مرا بيدار كردى ؟
عيسى عليه السلام فرمود: مى خواستم همان طور كه در دنيا با من ماءنوس ‍ بودى الان هم انس بگيرى و از احوال خود برايم صحبت كنى .
عرض كرد: اى عيسى ! هنوز تلخى و سختى جان كندن از من برطرف نشده است ، مى خواهى باز به دنيا برگردم و تلخى و سختى جان كندن شامل حال من شود. ديگر با عيسى صحبت نكرد، او را تنها گذاشت و به داخل قبر خود برگشت .

آلبالو پلو در طشت حمام  

آلبالو پلو در طشت حمام 

از مرحوم آية اله حاج آقا بزرگ تهرانى رحمة اله عليه (صاحب كتاب الذريعة ) نقل شده است كه ايشان فرمود: در ايامى كه طفل بودم ، مادربزرگ ((مادر پدر)) من از دنيا رفت . بعد از مجلس ترحيم و گذشتن چند روز از فوت آن مرحومه .يك روز مادر من ، آلبالو پلو پخته بود. هنگام ظهر فقيرى در كوچه ها سئوال مى كرد و از مردم چيزى مى گرفت .

به ادامه مطلب بروید...........

ادامه نوشته

مرا چوب زدى

مرا چوب زدى

قضيه اى را كه در ذيل مى خوانيد، شخصا با گوش خود شنيده ام و گوينده آن را با چشم ديده ام . حدود ساعت يازده ، روز سيزدهم ماه مبارك رمضان سال 1411 قمرى كه مطابق با 10 فروردين سال 1370 بود بنده در دفتر محل كار خود نشسته بودم .

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

با عجله از كنار قبر پدر و مادر گذشت

با عجله از كنار قبر پدر و مادر گذشت

 نقل شده است : بزرگى عادت داشت هر وقت به قبرستان مى گذشت قبر والدين خود را زيارت مى كرد. روزى با عجله از قبرستان گذشت و قبر پدر و مادر خود را زيارت نكرد. هنگامى كه شب شد پدر را در خواب ديد بر او سلام كرد ولى پدر جواب نداد و روى خود را از او گردانيد. گفت : اى پدر! مگر چه كرده ام كه جواب سلام مرا نمى دهى و روى خود را از من مى گردانى .
گفت : اى فرزند! مگر نمى دانى ، اگر كسى بر قبر پدر و مادر گذر كند و آنها را زيارت ننمايد عاق والدين مى شود. وقتى تو از خانه به سوى قبرستان مى آيى خوشنود مى شويم كه ما را زيارت مى كنى . آيا روا باشد كه ما را نااميد گردانى و از محرومين قرار دهى .

خطاب على با پيامبر موقع دفن زهرا عليهاالسلام  

خطاب على با پيامبر موقع دفن زهرا عليهاالسلام 

بعد از درگذشت پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، موضوع غسل آن حضرت پيش آمد و طبق وصيت او كه نزديكترين فرد او را غسل دهد، اميرمؤ منان عليه السلام غسل دادن آن جناب را به عهده گرفت . بعد از تمام شدن غسل ، سه روز بدن پيامبر صلى الله عليه و آله روى زمين ماند. در اين مدت گاهى اوقات حضرت على عليه السلام خود را روى آن حضرت خم مى كرد و درد دلهاى خود را با او بيان مى نمود.

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

خطاب سلمان با اهل قبور

خطاب سلمان با اهل قبور

نه تنها پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و على بن ابى طالب عليه السلام با مردگان تكلم مى كردند و جواب مى شنيدند. بلكه عده اى از مؤ منان هم با مرده ها صحبت كردند و جواب شنيدند. از جمله آنها سلمان فارسى است كه چندين مرتبه با مردگان صحبت كرد و از آنان جواب شنيد. يك مرتبه در زمان سلامتى ، خود و صحبت او از اين قرار است .

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

اموات جواب على عليه السلام را دادند

اموات جواب على عليه السلام را دادند

نه اين كه مردگان فقط حرفهاى زندگان را مى شنوند بلكه گاهى بعضى از آنان ، جواب هم مى دهند. نقل شده است :
روزى اميرالمؤ منين عليه السلام داخل قبرستان شد و اهل را ندا كرد و فرمود:
يا اهل قبور من المؤ منين و المومنات السلام عليكم و رحمة اله و بركاته
((اى صاحبان قبرها! (اى زن ها و مردهاى ) مومن ! سلام و درود و بركات خداوند بر شما باد.))
راوى مى گويد: ناگهان صدايى شنيديم كه گفت :
((و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته يا اميرالمؤ منين ))
حضرت فرمود: آيا ما به شما خبر دهيم يا شما به ما خبر مى دهيد؟ اهل قبور گفتند: شما اخبار خود را براى ما بيان كنيد و ما را آگاه گردانيد.فرمود: بدانيد كه زنان شما را تزويج كردند، وارثين اموال شما را تقسيم نمودند، اولاد شما در زمره يتيمان ديگر قرار گرفتند، منازل و كاخهايى كه پايه و بنيان آنها را محكم كرده بوديد دشمنان شما تصرف كردند و در آنها مسكن گزيدند.


بعد فرمود: اخبارى كه پيش شماست براى ما بيان كنيد تا از وضعيت شما اطلاع پيدا كنيم ؟ در اين بين ندايى از جانب قبرستان بلند شد و گفت : يا على ! كفنهاى ما پوسيده و موهاى ما پراكنده و پوست بدن ما قطعه قطعه و پاره پاره شده است . چشمهاى ما از حدقه بيرون آمده ، لبها و دهان و بينى ما پر از چرك و خون شده و خون از آنها جارى است .
بعد گفت : اما چيزهايى كه ما جلوتر از خود فرستاده بوديم ، اين جا بدون كم و كاست يافتيم و آن چه را كه در دنيا انفاق كرده بوديم سود برديم و آن چه كه بعد از خود براى زن و فرزندانمان گذاشتيم ضرر كرديم . ما الان در گروى اعمال خود هستيم و از خداوند اميد عفو و غفران و طلب آمرزش ‍ داريم .

خطاب على عليه السلام با پيامبر  

خطاب على عليه السلام با پيامبر 

اصبغ بن نباته نقل مى كند: روزى حضرت على عليه السلام از كوفه خارج شد و به نزديك سرزمين ((نجف )) آمد و از آن گذشت . وقتى به او رسيديم ديديم روى زمين دراز كشيده است . قنبر گفت : اى اميرمؤ منان ! اجازه مى دهى عبايم را زير پاى شما پهن كنم ؟ فرمود: نه ، اين جا سرزمينى است كه خاكهاى مؤ منان در آن قرار دارد و با اين كار مزاحمتى براى آنها است .
اصبغ عرض كرد: فهميدم خاك مؤ من چيست ؟ اما مزاحمت آنها چه معنى دارد؟
فرمود: اى فرزند نباته ! اگر پرده از مقابل چشم شما برداشته شود، ارواح مؤ منان را مى بينيد كه در اين جا حلقه حلقه نشسته اند و يكديگر را ملاقات مى كنند و با هم سخن مى گويند. اين جا، جايگاه مؤ منان و وادى برهوت جاى ارواح كافران است .
از امام صادق عليه السلام در رابطه با ارواح مؤ منان سئوال كردند: فرمود: آنها در حجره هاى بهشت قرار دارند. از غذاهاى آن مى خورند و از نوشيدنى هايش مى نوشند و مى گويند: پروردگارا هر چه زودتر قيامت را بر پا كن و به وعده هايى كه به ما داده اى وفا نما.

خطاب حضرت على عليه السلام به كعب

خطاب حضرت على عليه السلام به كعب

 هنگامى كه آن حضرت از جنگ جمل كه در بصره روى داد فارغ شد. سوار مركب گرديد و در ميان صفهاى لشكر حركت كرد تا به ((كعب بن سورة )) رسيد. (كعب از طرف عمربن خطاب قاضى بصره بود او از زمان خلافت عمر و عثمان در بصره به قضاوت مشغول بود، هنگامى كه در بصره فتنه اهل جمل ، عليه امير المومنين عليه السلام بر پا شد ((كعب )) قرآنى بر گردن خود حمايل كرد و با تمام زن و فرزند و اهل خود براى جنگ با آن حضرت خارج شد، (و همگى آنها كشته شدند.)

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

خطاب اميرالمؤ منين به اهل قبرستان  

خطاب اميرالمؤ منين به اهل قبرستان 

هنگام مراجعت اميرالمؤ منين از جنگ صفين ، وقتى نزديك كوفه كنار قبرستانى كه بيرون دروازه قرار داشت رسيد. رو به سوى قبرها كرد و چنين فرمود:
اى ساكنان خانه هاى وحشتناك و مكانها خالى و بى آب و نان و قبرهاى تاريك ! اى خاك نشينان ! اى غريبان ! اى تنهايان ! اى وحشت زدگان ! در اين راه بر ما پيشى گرفتيد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد. اگر از اخبار دنيا بپرسيد. مى گويم : خانه هايتان را ديگران ساكن شده اند، همسرانتان را به نكاح خود در آورده اند و اموالتان را تقسيم كرده اند. اينها خبرهايى بود نزد ما، آيا نزد شما چه خبر است ؟!
سپس رو به يارانش كرد و فرمود:

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

خطابات ديگر على عليه السلام

خطابات ديگر على عليه السلام

بعد از آن كه حضرت فاطمه زهرا (س ) دختر گرامى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، از رنج ها و اندوه هايى كه مانند پاره هاى شب تاريك ، آسمان زندگى او را فراگرفته بود آزاد گرديد و به پدر بزرگوار خود پيوست .
اميرالمؤ منين ، او را در دل شب غسل داد و كفن نمود و در موقع دفن و خاك سپارى ، كنار قبر آن ((بى بى )) اين طور با پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله سخن مى گفت و راز و نياز مى كرد: گويا شخص آن حضرت را مخاطب قرار داده است و با او صحبت مى كرد و چنين مى گفت :

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

خطاب پيامبر با كشته هاى بدر

خطاب پيامبر با كشته هاى بدر

جنگ بدر اولين جنگى بود كه در كنار چاه بدر بين مسلمين و كفار قريش ‍ رخ داد. در پايان كار، مشركان شكست خورده و مغلوب شدند. آنان با دادن هفتاد كشته و هفتاد اسير پا به فرار نهادند.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دستور داد: كشته هاى مشركان را در چاه بدر بريزند. وقتى اجساد آنان در ميان چاه ريخته شد، آن حضرت بر دهانه چاه ايستاد و خطاب به كشتگان كرد و آنان را با نام ، يك به يك صدا زد و فرمود:

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

جنازه حربن يزيد

جنازه حربن يزيد

يكى ديگر از بدنهايى كه در قبر نپوسيده بود، بدن حربن يزيد رياحى است كه بعد از صدها سال كه از شهادتش گذشته بود بدنش نپوسيده و تر و تازه و سالم مانده است . حتى دستمالى را كه به پيشانى او بسته اند از بين نرفته است . از اين بالاتر، وقتى دستمال را باز مى كنند خون تازه از جاى زخمش بيرون مى آيد.

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

پاداش برزخى همزه و جعفر

پاداش برزخى همزه و جعفر

ابن علقمه مى گويد: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز صبح را با ما به جا آورد. سپس متوجه ما شد و فرمود: اى جمعيت ! ديشب عمويم حضرت همزه و پسر عمويم جعفر را در خواب ديدم كه در جلوى ايشان طبقى از ميوه سدر گذاشته بود و آن دو نفر مشغول خوردن از آن بودند. مدتى از آن خوردند ناگهان ميوه سدر، خود به خود تبديل به انگور شد. مدتى از آن خوردند ناگهان انگور تبديل به رطب شد، مدتى مشغول خوردن از آن شدند. به آنان نزديك شدم و گفتم : پدرم فداى شما باد. (به من خبر دهيد) كدام عمل در عالم برزخ و آخرت از همه اعمال بافضيلت تر است ؟
گفتند: يا رسول الله ! پدر و مادرمان به فداى شما باد، بهترين عمل در اين جا سه عمل است . اول ، درود و صلوات فرستادن براى شما. دوم ، آب دادن به مردم تشنه (يا حيوانات ) و رفع تشنگى از آنها كردن . سوم ، دوستى على بن ابى طالب را در دل داشتن .
آرى ، جزاى كسانى كه جان عزيز خود را در راه اسلام و مكتب و رهبرشان بدهند بايد در عالم برزخ دائما مشغول به خوردن ميوه هاى گوناگون برزخى باشند و اين تا روز قيامت ادامه دارد.

پاداش برزخى روضه خوانى

پاداش برزخى روضه خوانى

يكى از علماى بزرگ كه تازه از نجف اشرف به وطنش برگشته بود و بسيار دوست مى داشت كه به مجالس روضه خوانى و عزادارى حضرت سيدالشهداء عليه السلام حاضر شود. مى گفت :
روزى به مجلس روضه خوانها رفتم . آنها قبل از آن كه روضه را شروع كنند مزاح زيادى كردند كه من خوشم نيامد. در ميان آنها ((سيد)) روضه خوانى بود كه بيشتر از همه مزاح مى كرد و من از او بيشتر متنفر بودم .

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

جنازه شيخ صدوق  

جنازه شيخ صدوق 

شيخ صدوق (محمد بن على بابويه قمى ) يكى از بزرگان علماى اسلام كه در سنه 381 هجرى قمرى حدود 1130 سال پيش رحلت كرده و در شهر رى مدفون شده است .
اين عالم جليل القدر در جنوب تهران در راه حضرت عبدالعظيم حسنى مدفون است (و پس از آن بزرگوار امامزاده حمزه مورد توجه متدين تهران مى باشد.)

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

پاداش برزخى دعبل خزايى

پاداش برزخى دعبل خزايى

دعبل خزايى يكى از بهترين شعرا و مداحان و يكى از شيعيان و محبين اهل بيت عصمت و طهارت بوده است . در سال وفات امام صادق عليه السلام سنه 148 متولد شد و در سنه 246 در سن 98 سالگى در شهر ((شوش )) وفات كرد.
وقتى اشعار؟ موسوم به مدارس آيات را سرود و در خراسان به خدمت امام هشتم على بن موسى الرضا عليه السلام رسيد و براى آن حضرت خواند.

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

بدن پيامبر و امام  

بدن پيامبر و امام 

يكى از اعتقادات مهم شيعيان اين است كه حيات و مرگ پيغمبر و امام يكى است ، مرگ آنها عين حياتشان مى باشد و حتى بدنهاى شريفشان در قبر نمى پوسد و كهنه نمى شود. در اين باره رواياتى نقل شده است : و آنها از اين قرارند.
امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند استخوانهاى ما را بر زمين و گوشتهايمان را بر كرمها و حيوانات زمين حرام كرده است و نبايد طعمه آنها شويم .

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

عذاب برزخى تندخويان  

عذاب برزخى تندخويان 

علماى شيعه معتقداند تمام اعمالى كه انسان در دنيا انجام مى دهد در قبر و عالم برزخ تجسم پيدا مى كنند و هم نشين انسان مى شوند. از جمله آنها تندخويى و بد اخلاقى است كه اگر تجسم پيدا كند به صورت سگ خواهد بود. لازم است داستانى كه يكى از علماى عامل نقل كرده و خود، در عالم رؤ يا آن را مشاهده نموده است را بيان كنيم .
مرحوم آيه الله ((مطهرى )) (ره ) از استاد بزرگ خود، مرحوم آقاى (ميرزا على آقا شيرازى ) كه يكى از زاهدان بزرگ و از اهل يقين زمان خود بوده نقل كرده است :

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

عذاب برزخى فراموش كنندگان قرآن

عذاب برزخى فراموش كنندگان قرآن

جدا شدن و فراموش نمودن و عمل نكردن به قرآن ، در عالم برزخ و هم چنين در قيامت مجازات دارد. رواياتى در اين باره نقل شده : از جمله :
روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: شب گذشته دو نفر پيش من آمدند و گفتند: يا رسول الله ! با ما بيا، من هم با ايشان به راه افتادم تا به سرزمين مقدسى رسيديم . در آن جا مشاهده كرديم شخصى خوابيده و ديگرى بالاى سرش ايستاده و سر او را بر سنگ بزرگى مى زند به طورى كه سر او شكسته مى شود.
بعد از آن ، سنگ را به طرف ديگر مى غلطانند و صبر مى كنند تا سر آن شخص سالم شود باز سر او را بر سنگ مى زند تا شكسته شود و اين كار دائما تكرار مى شد.
گفتم : ((سبحان الله ))! اين كيست و عمل او چه بوده است ؟
گفتند: اين مرد كسى است كه قرآن را فرا گرفته و بعد توجهى به آن نكرده تا آن چه را فرا گرفته بود فراموش كرده است نه آن را قرائت مى كند و نه به دستورانش عمل مى نمايد و آن را تنها گذاشته است .
اين كسى است كه نماز را كوچك مى شمارد و به آن اهميت نمى دهد و دائما موقع نماز خواب بوده است . اين مجازات براى او تا روز قيامت ادامه دارد.

عذاب برزخى رد كنندگان حاجات مسلمانان  

عذاب برزخى رد كنندگان حاجات مسلمانان 

يكى از برنامه هاى دينى و انسانى براى هر فرد مسلمان ، اين است كه حاجت برادر مسلمان خود را بر آورد و به فرياد او برسد.اگر كسى قدرت داشته باشد كه حاجت مسلمانى را بر آورد و به گرفتارى او خاتمه دهد اما كوتاهى كند. خداوند او را، هم در قبر و برزخ و هم در قيامت عذاب مى كند. در حالى كه عذاب آخرتى براى او سخت تر و مشكل تر است .
اسماعيل بن عمار صيفى از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:

به ادامه مطلب بروید.........

 

ادامه نوشته

عذاب برزخى دنيا پرستان

عذاب برزخى دنيا پرستان

روزى حضرت عيسى عليه السلام با حواريون و دوستان خود در بيابان عبور مى كردند تا به يك آبادى ويران شده اى رسيدند كه تمام مردم و پرنده ها و جانوران آن مرده بودند. حضرت عيسى عليه السلام به حواريون فرمود: همه اينها بر اثر عذاب عمومى و خشم الهى به هلاكت رسيده اند؛ زيرا اگر به مرگ طبيعى به تدريج مرده بودند، يك ديگر را به خاك مى سپردند.
حواريون عرض كردند:

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى ثروت اندوزان

عذاب برزخى ثروت اندوزان

  ثروت اندوزان و كسانى كه طلا و نقره را از هر راهى كه شده به دست مى آورند و آن ها را ذخيره مى كنند، يا به عنوان گنج در دل كوه ها و داخل زمين مخفى مى كنند و در راه خدا انفاق نمى نمايند و كارهاى عام المنفعه با آن ها انجام نمى دهند و حتى حقوق واجبى را كه خداوند در آن ها قرار داده است نمى پردازند و نه خود از آن بهره مى بردند و نه ديگران ، عذابى مخصوص هم در عالم برزخ و هم در قيامت براى آنان خواهد بود كه عبرت براى ديگران باشد. قرآن در اين باره مى فرمايد:

به ادامه مطلب بروید.......

ادامه نوشته

پاداش برزخى سلمان  

پاداش برزخى سلمان 

از جمله كسانى كه پاداش برزخى خود را ديدند سلمان فارسى است كه او را سلمان محمدى هم مى گويند و يكى از سابقين در اسلام و از كسانى بوده است كه براى به دست آوردن حق و حقيقت رنج ها و سختى هايى را متحمل شد تا آخر الامر به مقصود خود رسيد. ايشان در اثر ايمان كامل و راى درست و فداكارى كه راجع به اسلام و پيامبر عليه السلام و احكام داشت ، پاداش عظيمى در عالم برزخ به او دادند. ابن عباس مى گويد: بعد از مرگ سلمان ، او را به خواب ديدم . در حالى كه تاجى از ياقوت بر سر و حله هاى بهشتى بر تن و زر و زيور بر اعضاى بدن خود داشت و مانند پادشاهان بر تختى نشسته است .
از روى تعجب گفتم : تو سلمانى ؟! جواب داد: آرى ، گفتم : تو همان آزاد شده پيامبر اسلام عليه السلام هستى ؟ گفت : بلى ، گفتم : اى سلمان ! آيا اين پاداش و منزلت نيك را خداوند به تو عنايت فرموده است ؟ گفت : بلى .
گفتم : اى سلمان ! در بهشت بعد از ايمان ، چه چيزى فضيلتش از همه بيشتر است ؟ گفت : اى ابن عباس ! بعد از ايمان به خدا و رسولش ، چيزى با فضيلت تر در بهشت از دوستى امير المؤ منين عليه السلام و اقتدا كردن به آن حضرت نديدم .

عذاب برزخى ربا خواران  

عذاب برزخى ربا خواران 

يكى از گناهان كبيره كه آيات و روايات تكان دهنده اى درباره آن نازل شده است ، رباخوارى مى باشد.
قرآن در مذمت آنان مى فرمايد: ((كسانى كه ربا مى خوردند در قيامت مانند جن زدگان و ديوانگان كه تعادل خود را از دست داده اند مى باشند.))
و نيز مى فرمايد: ((اگر رباخواران آن را ترك نكنند بايد بدانند كه با خدا و رسول به جنگ برخاسته اند.))
و رواياتى كه در اين باره وارد شده است نيز تكان دهنده و خطرناك مى باشد. از جمله آنها.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

به ادامه مطلب بروید.......

 

ادامه نوشته

قبر جنازه زناكار را قبول نكرد

قبر جنازه زناكار را قبول نكرد

طبق قاعده كلى ، كه تمام اشياء عالم احساس و شعور دارند، زمين هم از اين قاعده و قانون بيرون نيست . هم احساس و شعور دارد و هم افراد نيك و بد را مى شناسد. به بعضى از جنازه ها ((مرحبا)) و خوش آمد و به بعضى ديگر ((لامرحبا)) و خوش نيامدى مى گويد: بعضى را قبول مى كند و بعضى را بيرون مى اندازد. در اين باره به داستانى كه در ذيل آورده مى شود توجه كنيد.

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

اما عذاب زناكاران در عالم برزخ

اما عذاب زناكاران در عالم برزخ

روزى ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: شب گذشته دو نفر پيش من آمدند و گفتند: با رسول الله ! با ما حركت كن . اطاعت كردم و با ايشان حركت نمودم تا به سرزمين مقدسى رسيديم . در آن جا به تنورى برخورد كرديم كه از آن صداى ضجه و ناله و استغاثه بلند بود.
موقعى كه در آن نگاه كرديم ، مردان و زنان عريانى را مشاهده نموديم كه از زير پاى آنان شعله هاى آتش بيرون مى آمد و آن ها در اثر سوزش ، ضجه و ناله مى كردند.
گفتم : ((سبحان الله )) اين ها چه كسانى هستند؟

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

عذاب برزخى دروغ گويان  

عذاب برزخى دروغ گويان 

يكى از گناهانى كه باعث عذاب مى شود و مجازاتش ، هم در دنيا هم در قبر و هم در قيامت گريبان انسان را مى گيرد، دروغ گويى مى باشد. چون بحث ما درباره عذاب برزخى است از عذاب دروغ گو در قيامت صرف نظر مى كنيم .

روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

به ادامه مطلب بروید.........

 

ادامه نوشته

عذاب برزخى مال يتيم خوران

عذاب برزخى مال يتيم خوران

 تمام اعمال انسان علاوه بر چهره هاى ظاهرى خود، چهره هاى واقعى نيز دارند كه در اين جهان از نظر ما پوشيده و پنهان اند چهره هاى واقعى اعمال در جهان ديگر ظاهر مى شوند و مسئله تجسم اعمال را تشكيل مى دهند.
از جمله آن ها خوردن مال يتيم از روى ظلم و ستم است كه جلوه مخصوص به خود دارد و آن جلوه در عالم برزخ و قيامت بروز و ظهور مى كند و چهره و قيافه واقعى خود را آن جا نشان مى دهد. گرچه چهره ظاهرى خوردن مال يتيم بهره گيرى و لذت بردن از غذاهاى لذيذ و رنگين است ،

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

عذاب برزخى ياران ظالم  

عذاب برزخى ياران ظالم 

تنها ظالمين گرفتار عذاب برزخى نمى شوند بلكه ياران ، كمك سواران و دوستان آنان هم به عذاب دچار خواهند شد.مرحوم محمد شوشترى در عالم خواب به دوست خودش مى گويد:

 وقتى از دنيا رفتم روح مرا در وادى ((السلام )) نجف پيش اولياء اله بردند، يكى از علما كه در دنيا با هم رفيق بوديم مرا به آن ها معرفى كرد. آن ها هم ، دور مرا گرفتند و هر يك از احوال دوستانشان مى پرسيدند.

به ادامه مطلب بروید...........

ادامه نوشته

عذاب برزخى زنان  

عذاب برزخى زنان 

در اين جا به عذاب برزخى دسته اى از زنان مجرمى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج آن ها را ديد توجه فرماييد.حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: روزى من و فاطمه بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم وارد شديم ديديم آن حضرت به شدت گريه مى كند. عرض كردم : يا رسول الله ! پدر و مادرم به فدايت باد. چرا مى گرييد؟
فرمود: يا على ! شبى كه مرا به معراج و آسمان ها بردند زنان امتم را در عذابى سخت دچار مى ديدم ، حال به فكر آن ها افتادم و از شدت عذابى كه بر آن ها وارد مى شد مى گريم .

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى سخن چينان

عذاب برزخى سخن چينان

يكى از گناهان بزرگ كه قرآن و احاديث از آن منع كرده و به انجام دهندگان آن وعده عذاب و آتش داده اند، سخن چينى و نمامى است كه به وسيله آن بين زن و شوهر، بين دو دوست و دو برادر اختلاف و نزاع واقع مى شود و به وسيله آن خون ها ريخته ، خانه ها خراب و ويران مى شود، اسرار نهانى و پشت پرده آشكار گشته و حيثيت ها و آبروها از بين رفته و هتك مى شود و فتنها در عالم بر پا مى گردد.

به ادامه مطلب بروید...........

ادامه نوشته

عذاب برزحى ظالم

عذاب برزحى ظالم

ظالمان در عالم برزخ و قيامت به عذاب هايى مبتلا مى باشند كه دائما آنها را رنج مى دهد و راه نجات و خلاصى از براى آنان نيست و صحنه هاى عجيب و گوناگونى از براى ايشان خواهد بود كه يكى از ديگرى بدتر و خطرناكتر است و ظالمان با آنها دست بگريبانند. قرآن يكى از آن صحنه ها و عذابها را بيان مى كند مى فرمايد:
يوم يعض الظالم على يديه
(اى محمد به خاطر بياور) ((روزى را كه ظالم دستهاى خود را از شدت حسرت و تاءسف و پشيمانى به دندان مى گزد و آنها را گاز مى گيرد.))

به ادامه مطلب بروید.........

 

ادامه نوشته

عذاب برزخى وزير و خليفه عباسى

عذاب برزخى وزير و خليفه عباسى

 يكى از وزيران خليفه عباسى به عذاب برزخى گرفتار شد و عذابش آن قدر قوى بود كه به بدن او هم سرايت كرده و آن را سوزانده و شعله هاى آتش و دود آن از قبر بيرون آمده و فضا را آلوده كرده است .
صاحب كشف الغمه در باب كرامات حضرت موسى ابن جعفر عليه السلام مى نويسد: از بزرگان عراق شنيدم كه يكى از خلفاء عباسى ، وزيرى داشت كبيرالشاءن ، داراى مال و منال و در اداره امور لشكرى و كشورى كوشا و توانا و سخت مورد علاقه خليفه بود.

به ادامه مطلب بروید.......

ادامه نوشته

عذاب برزخى ماءمون الرشيد

عذاب برزخى ماءمون الرشيد

ماءمون الرشيد عباسى در اثر ظلم و جنايتى كه انجام داد و امام هشتم عليه السلام به شهادت رساند به عذاب برزخى دچار آمد و عذاب برزخى او چنين است .
شيخ محمد باقر مكى از بعضى موثقين نقل مى كند: وقتى به مسافرت مى رفتم وسط دريا گشتى شكست و من به جزيره اى افتادم . در آن جزيره ميمونى را ديدم كه از چاهى آب مى كشيد و در حوضى كه آنجا بود مى ريخت !

به ادامه مطلب بروید..........

ادامه نوشته

عذاب برزخى سلطان ظالم

عذاب برزخى سلطان ظالم

 به يكى از پادشاهان ظالمى كه به واسطه ظلم بر رعيت و رياست طلبى در عذاب برزخى واقع شد و عذاب آن هم كند و زنجير و دود و آتش است توجه كنيد.
محمد شوشترى كه در اثر تصادف با اتومبيل از بين مى رود، به خواب يكى از دوستانش كه از اهل علم و معرفت است مى آيد و در عالم خواب او را با خود به وادى ((برهوت )) و جايى كه كفار و مشركان را عذاب مى كنند مى برد و مقدارى از عذاب و شكنجه كفار را به او نشان مى دهد و صداى ضربات شلاق هاى آتشين و داد و فرياد آن ها را به او مى شنواند.

به ادامه مطلب بروید.......

ادامه نوشته

عذاب برزخى مروان و عبدالملك

عذاب برزخى مروان و عبدالملك

عذاب برزخى عده اى از مجرمان مسخ شدن و به شكل حيوانات در آمدن است . از جمله آنها مروان حكم و فرزندش عبدالملك است .بنى اميه هنگام مرگ به صورت سوسمار مسخ مى شدند و شكل و قيافه انسانى را از دست مى دادند. حتى فرزندان آنان مسخ شدن ايشان را مى ديدند. از جمله مروان حكم (كه يكى از خلفاى بنى اميه است مى باشد).

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى حجاج بن يوسف

عذاب برزخى حجاج بن يوسف

يكى از كسانى كه جزاى اعمال ننگين خود را، هم در دنيا و هم عالم برزخ ديد و سخت تر از آن را در قيامت خواهد ديد حجاج بن يوسف ثقفى فرماندار عبدالملك مروان در عراق است .
حجاج در مدت فرمانداريش صد و پنجاه هزار نفر از شيعيان و اولادان اميرالمؤ منين عليه السلام را به شهادت رسانيد و همين مقدار در زندان او شكنجه مى شدند.

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى دوستداران بنى اميه

عذاب برزخى دوستداران بنى اميه

 ابو عيينه مى گويد: در خدمت امام محمد باقر عليه السلام بودم كه مردى وارد شد و گفت : يا بن رسول الله ! من از اهل شام هستم ، شما را دوست دارم و از دشمنان شما بيزارى مى جويم . پدرى داشتم از دوستداران بنى اميه كه داراى مال و ثروتى زياد بود. به غير از من هم فرزند ديگرى نداشت ، منزل او در رمله بود و باغى داشت كه فقط خودش در آن رفت و آمد مى كرد.

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى منكرين ولايت

عذاب برزخى منكرين ولايت

كسانى كه منكر ولايت و امانت اميرالمؤ منين عليه السلام و اولادش ‍ باشند، هم در دنيا و هم در عالم برزخ و هم در قيامت مسخ مى شوند و به صورت ((سوسمار)) و ((ماهى جرى )) در مى آيند. چند نمونه از آنها را متذكر مى شويم .
1 - اصبغ بن نباته روايت كرده است : جمعى از منافقين نزد حضرت على عليه السلام آمدند و عرض كردند: شما مى گوييد: ((ماهى جرى )) مسخ شده و حرام است ؟ فرمود: آرى .
عرض كردند: دليلش را براى ما بيان كن . آن حضرت (در حالى كه جمعيت با ايشان بودند) نزد فرات آمد و صدا زد اناس ، اناس ، ((جرى ماهى )) از داخل آب جواب داد: ((لبيك )). فرمود: كيستى ؟

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى ابابكر و عمر

عذاب برزخى ابابكر و عمر

كسانى كه اولين بار به اهل بيت پيامبر اسلام عليه السلام ظلم كردند و به عذاب برزخى دچار شدند ابابكر و عمر بودند.
عبدالله بن بكر جانى گفت : روزى با امام صادق عليه السلام از مدينه به سوى مكه مى رفتيم ، در مكانى كه او را ((عسفان )) مى ناميدند پياده شد و بعد از آن به سوى كوه سياهى كه در جانب چپ قرار داشت رفتيم و آن كوهى هول ناك بود. عرض كردم : يا بن رسول الله عليه السلام اين كوه چقدر وحشت ناك است . در مسير اين راه كوهى بيمناك تر و پر وحشت تر از آن نديدم .

به ادامه مطلب بروید..........

ادامه نوشته

عذاب برزخى معاويه

عذاب برزخى معاويه

معاوية بن ابوسفيان هم ، در اثر ظلم و ستم هايى كه در دنيا مرتكب شده و حق كشيهايى كه در طول عمر خود انجام داده است از عذاب برزخى مصون نمى باشد و او را در برزخ با بدترين شكنجه ها تا روز قيامت عذاب مى كنند.
امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى با پدرم عازم تشرف به خانه خدا بوديم ، پدرم از جلو و من از عقب سر او حركت مى كرديم تا به موضعى رسيديم كه آن را ((ضجنان )) مى گويند. ناگهان مردى پديدار شد، به گردنش زنجيرهايى بود كه آن را با خود حمل مى كرد و آنها روى زمين مى كشيد.
رو به من آورد و گفت : مرا آب دهيد، (كه الان از تشنگى هلاك مى شوم !)

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى ابن ملجم

عذاب برزخى ابن ملجم

 يكى از شقاوت مندترين عالم كه امام بر حق خود را به شهادت رساند و در برابر اعمال ننگينش به عذاب هاى گوناگون برزخى رسيد عبدالرحمان بن ملجم مرادى است .
از ابوالقاسم بن محمد روايت شده است كه گفت : در مسجد الحرام جماعتى را در مقابل مقام ابراهيم ديدم اجتماع كرده اند. گفتم : اين اجتماع براى چيست ؟ در جواب گفتند: راهبى مسلمان شده است ، به مكه آمده و از داستان عجيبى خبر مى دهد.

به ادامه مطلب بروید..........

ادامه نوشته

عذاب برزخى يزيد

عذاب برزخى يزيد

يزيد بن معاوية بن ابى سفيان ، بعد از قضيه خونين كربلا و به شهادت رساندن اهل بيت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در صحراى سوزان نينوا، در سال 61 هجرى قمرى ، خودش هم در اثر ظلم و جناياتى كه درباره مردم به خصوص مردم مدينه و مكه روا داشت در سال 63 هجرى با طرز عبرت انگيزى در كاخ شخصى خودش به هلاكت رسيد و به زندگى سراسر ننگ و پرماجراى او خاتمه داده شد و بدن خبيث او را در كنار قبرستان باب الصغير (قبرستان عمومى شام ) به گودالى از گودالهاى جهنم به نام ((قبر)) فرو بردند.

به ادامه مطلب بروید...........

ادامه نوشته

عذاب برزخى عمر

عذاب برزخى عمر

اصبغ بن نباته كه يكى از شيعيان على عليه السلام بوده نقل مى كند: روزى در خدمت مولايم امير المؤ منين عليه السلام بودم كه عده اى از اصحاب ، از جمله ابوموسى اشعرى و عبدالله بن مسعود و انس بن مالك و ابوهريره و معيرة بن شعبه و خذيفة يمانى داخل شدند و عرض كردند: يا امير المؤ منين ! از معجزاتى كه خداوند مخصوص تو قرار داده است بعضى از آن را به ما هم نشان بده . فرمود:

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

عذاب برزخى عبيداله  

عذاب برزخى عبيداله 

عذاب برزخى طبق قانون تجسم اعمال گريبان عبيدالله بن زياد را در همين دنيا گرفت .
در ماجراى قيام مختار كه در سال 66 و 67 هجرى قمرى واقع شد، ((عبيداله بن زياد)) در كنار موصل به دست ابراهيم پسر ((مالك اشتر))، كشته شد، ابراهيم سرهاى بريده ابن زياد و دشمنان را براى مختار فرستاد در حالى كه او مشغول غذا خوردن بود.

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

عذاب برزخى قابيل

عذاب برزخى قابيل

قابيل يكى از فرزندان آدم و اولين قاتل روى زمين است . او در برابر گناهانى كه انجام داده است هم در برزخ و هم در قيامت عذاب مى شود در اين جا يكى از عذاب هاى برزخى او را بيان مى كنم .
وارد شده است : روزى مردى وارد مجلس حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و سلم شد و اظهار وحشت كرد كه چيز عجيبى ديده ام . حضرت فرمود: چه ديده اى ؟ عرض كرد:

به ادامه مطلب بروید...........

ادامه نوشته

صدقه.امر به معروف .حسن خلق.خوف از خدا  

صدقه.امر به معروف .حسن خلق.خوف از خدا 

صدقه 

مردى از امتم را ديدم كه شعله و حرارت آتش به او نزديك مى شد، آن مرد با دست صورت خود را مى گرفت كه آتش و حرارت او را اذيت نكند. در اين بين ((صدقه هايى )) كه در دنيا داده بود آمدند، سايه اى بر سرش و حجابى در مقابل صورتش شدند.
 
امر به معروف 

مردى از امتم را ديدم كه شعله ها و زبانيه هاى آتش او را فرا گرفته و از هر طرف به او حمله ور بود. در اين ميان ((امر به معروف و نهى از منكرى )) كه در دنيا كرده بود آمدند و او را از ميان شعله هاى آتش ‍ خلاص كردند و در ميان ملائكه رحمه قرارش دادند.
 
حسن خلق

  مردى از امتم را ديدم كه بر روى دو زانوى خود قرار گرفته بود و بين او و رحمت خدا حجابى قرار داشت . پس اخلاق نيكوى او آمد، دست او را گرفت و داخل در ((رحمت )) خدا قرار داد.
 
خوف از خدا 

شخصى را ديدم كه پرونده اعمالش از طرف چپش سرازير بود، ناگهان ترس و خوف را خدايش آمد و آن پرونده عمل را گرفت و در طرف راست او قرار داد.

حسن ظن به خدا .شهادت به يگانى خدا  

حسن ظن به خدا .شهادت به يگانى خدا 

حسن ظن به خدا 

مردى از امتم را ديدم كه بر روى پل صراط مى لرزيد، مانند لرزيدن شاخه درخت خرما در روزى كه باد سختى مى وزد. پس ((حسن ظنى )) كه به خدا داشت آمد و او را از ((لرزيدن )) باز داشت و از صراط گذراند و داخل بهشتش گردانيد. صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم   مردى از ديدم كه بر روى صراط گاهى مى نشست و گاهى دو زانو مى رفت ، گاهى خود را آويزان مى كرد و گاهى با دست و پا راه مى رفت . در اين بين ((صلوات )) فرستادن او بر من آمده او را گرفت و بر روى دو پاى خود قرارش داد و از صراط گذشت و به آسانى داخل بهشت شد.
 
شهادت به يگانى خدا 

مردى از از امتم را ديدم كه بر در بهشت رسيده بود. هر وقت مى خواست داخل آن شود در را قفل مى كردند و او پشت در مى ماند، ناگهان شهادت به ((لا اله الا الله )) او آمد و در را باز كرد و او را داخل بهشت نمود.

 

عذاب برزخى قاضى

عذاب برزخى قاضى

 از جمله كسانى بعد از مرگ عذاب برزخى خود را مى بينند قاضيانى هستند كه خيانت مى كنند و حق را به حق دار نمى دهند يا مايل نيستند حق به حق دار برسد به يك نمونه از آن توجه كنيد.
امام باقر عليه السلام فرمود: در بنى اسرائيل يك نفر قاضى كه بر اساس ‍ حق بين مردم قضاوت مى كرد، لحظات پايان عمرش فرا رسيد. به همسرش گفت :

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

نعمت ها افزايش مى يابد

نعمت ها افزايش مى يابد

دنيا دار تكليف ، برزخ و قيامت ، دار پاداش و كيفر، و مرگ حد فاصل بين اين دو است . با فرا رسيدن مرگ ، مرحله سعى و كوشش و عمل پايان مى يابد. آدمى بعد از مرگ از كار و كوشش باز مى ماند و قدرت فعاليت هاى خوب و بد از وى سلب مى شود. از اين رو پس از مرگ ، هيچ كس قادر نيست عملا وضع موجود خويش را دگرگون سازد و در پرونده اعمال خود تغيير و تحولى به وجود آورد.
حضرت على عليه السلام مى فرمايد:

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

سبقت در كار خير  

سبقت در كار خير 

كسى از امتم را ديدم كه ميزان اعمالش سبك بود. در اين هنگام كارهاى خوبى كه به آن ها سبقت گرفته بود آمدند و در ميزان اعمالش قرار گرفتند و ميزانش سنگين شد. اميد داشتن به خدا   مردى را ديدم كه در كنار جهنم قرار داشت و نزديك بود داخل آتش افتد. در اين حال اميد به خدا داشتنش آمد را گرفت و از پرتگاه جهنم نجاتش ‍ داد. 

گريه از ترس خدا  مردى را ديدم كه او را داخل آتش پرت كردند. ناگهان ((گريه )) و اشكى كه از ترس خدا ريخته بود، آمد او را گرفت و از آتش بيرون آورد و داخل بهشتش كرد.

انسان را از عذاب مى رهاند

انسان را از عذاب مى رهاند

بعضى از اعمال هستند اگر انسان آن ها را در دنيا انجام دهد، در عالم برزخ و هنگام عذاب به فرياد او مى رسند و از عذاب نجاتش مى دهند. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم آن ها را در شب معراج ديد و در صبح آن هنگامى كه از معراج برگشت براى مردم بيان فرمود. آن ها از اين قراراند.
عبدالله سمره مى گويد: روزى در خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بوديم ، آن حضرت فرمود: ديشب عجايبى و عذاب هاى گوناگونى كه امتم به آن ها مبتلا بودند را مشاهده كردم . ديدم اعمال نيك و پسنديده آن ها آمدند و آنان را از عذاب ها رهانيدند و نجات دادند.
عرض كرديم : يا رسول الله ! ديشب چه چيزهاى عجيبى مشاهده كرديد؟ آنها را براى ما بيان فرماييد. آن حضرت چنين شرح دادند.

توبه از گناهان

توبه از گناهان

  يكى ديگر از چيزهايى كه عذاب قبر را بر طرف مى كند، توبه كردن از گناهان است . سابقا بيان شد: فشار و عذاب قبر تابع گناه است . اگر گناه زياد باشد عذاب قبر هم زياد است و اگر گناه كم باشد عذاب هم كم است و اگر اصلا گناه نباشد عذاب قبر هم وجود ندارد.
وارد شده است : در زمان حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پيرزنى خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: يا رسول الله ! احوال ما در قبر چگونه خواهد بود؟

به ادامه مطلب بروید.........

 

ادامه نوشته

غسل جنايت .حج و عمره .صله رحم

غسل جنايت .حج و عمره .صله رحم

غسل جنايت

  مردى از امتم را بودم در حالى كه پيامبران حلقه حلقه دور هم نشسته بودند مى خواست در ميان آن ها داخل شود ولى آنان او را مى راندند و طرد مى كردند. پس ((غسل جنابت )) او آمد دست او را گرفت و پهلوى من نشانيد (و از حيرانى و سرگردانى نجاتش ‍ داد.)
 
حج و عمره

  مردى را ديدم كه تاريكى اطراف او را گرفته و در ميان آن غرق شده بود (و نورى را مشاهده نمى كرد كه راه را به وسيله آن پيدا كند). ناگهان ((حج و عمره )) او آمدند و او را از ظلمت و تاريكى خارج كردند و داخل درياهاى نور كردند.
 
صله رحم

   مردى از امتم را ديدم كه با همه مردم تكلم مى كرد ولى هيچ كس او را تحويل نمى گرفت و با او صحبت نمى كرد. پس ((صله رحمى )) كه در دنيا انجام داده بود آمد و با فرياد گفت : اى مؤ منان ! با او حرف بزنيد و گفتگو كنيد؛ زيرا او از كسانى است كه در دنيا ((صله رحم )) مى كرد و بديدن اقوام و نزديكان خود مى رفت و از آنان دل جويى مى نمود.
پس از آن ، مؤ منان با او تكلم كردند و با هم مصافحه نمودند و جزو آنان قرار گرفت .

وضو.ذكر خدا.نماز.روزه

وضو.ذكر خدا.نماز.روزه

وضو

  مردى از امتم را ديدم كه عذاب قبر، او را فرا گرفته بود پس ((وضوى )) (نيكويى كه در دنيا براى نماز و كارهاى ديگر گرفته بود) آمد و عذاب را از او بر طرف كرد.
 
ذكر خدا

مردى از امت خود را ديدم كه شياطين اطراف او را احاطه كرده بودند، و او در محاصره شياطين قرار داشت .
در اين ميان ((ذكرهاى )) او كه در دنيا گفته و خدا را با آن ها خوانده بود آمدند و او را از بين شياطين نجات دادند و آزادش ‍ كردند.
 
نماز 

مردى از امتم را ديدم كه ملائكه عذاب او را بر گرفته (عذاب و شكنجه مى كردند). ((نماز صحيح )) او آمد و ملائكه را از عذاب كردن او منع كرد. در حديثى وارد شده است كه حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: وقتى ميت را دفن كردند نماز او به صورت شخصى نورانى داخل قبر رفيق و مونس او مى شود، ترس و سختى هاى عالم برزخ را از او دفع مى كند.
 
روزه

   مردى از امتم را ديدم كه در اثر تشنگى زبانش از دهانش بيرون آمده بود و هر وقت مى خواست وارد حوض شود و آب بياشامد او را مى راندند و دور مى كردند. سپس ((روزه )) ماه مبارك رمضان آمد و او را سير آب نمود و از تشنگى نجاتش داد.

دفن در نجف

دفن در نجف

 در حديث آمده است : دفن كردن ميت در نجف اشرف و همسايگى امير المؤ منين عليه السلام عذاب قبر و سئوال نكير و منكر را از او بر مى دارد.از امام صادق عليه السلام روايت شده است : نجف ، قطعه كوه منزه اى است كه خداوند در آن ، با موسى سخن مى گفت و حضرت ابراهيم را در آن جا خليل و حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم را حبيب خود برگزيد و آن را جايگاه پيامبران قرار داده است .
روايت شده است . روزى اميرالمؤ منين عليه السلام به وادى السلام نگاه كرد و فرمود:

به ادامه مطلب بروید.......

ادامه نوشته

صورتش عوض شد

صورتش عوض شد

گويند: شخصى در طواف خانه خدا غير از ((صلوات )) ذكر ديگرى نمى گفت (در حالى كه در هر دور از طواف ذكرى مخصوص ‍ دارد). به او گفتند: چرا ذكرى كه وارد شده نمى گويى ؟ در جواب گفت : با خدا عهد كردم به غير از ((صلوات )) ذكر ديگرى نگويم ؛ زيرا وقتى پدرم از دنيا رفت بعد از مرگش ديدم روى او مانند صورت الاغ شده است . از ديدن اين قضيه ناراحت شدم .
وقتى خوابيدم حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در خواب ديدم . دامن آن حضرت را گرفتم و التماس كردم و خواستم : پدرم را شفاعت كند و از تغيير صورت او سئوال كردم . حضرت فرمود: پدرت ربا خوار بود و خاصيت ربا خوارى اين است كه ربا خوار هنگام مرگ به صورت الاغ در آيد. لكن پدر تو هر شب در وقت خواب صد مرتبه ((صلوات مى فرستاد.
من هم به واسطه اين عملش شفاعت تو را درباره او قبول كردم و صورت او را به حالت اول بر مى گردانم . از خواب بيدار شدم . وقتى به صورت پدرم نگاه كردم ديدم صورتش مانند ماه درخشنده است . پس او را دفن كردم . بعد از دفن شنيدم هاتفى مى گفت : به سبب ((صلواتى )) كه پدرت براى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم مى فرستاد او را آمرزيدم و از گناهان او گذاشتم .

صلوات بر پيامبر و عذاب از قبرستان بر داشته شد

صلوات بر پيامبر و عذاب از قبرستان بر داشته شد

صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم

  حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بر من زياد صلوات بفرستيد، زيرا صلوات فرستادن بر من سبب نور در قبر و صراط و نور در بهشت مى شود. افرادى بودند كه به واسطه صلوات فرستادن از عذاب و فشار قبر نجات پيدا كردند. در اين رابطه به دو داستان توجه فرماييد.
 
عذاب از قبرستان بر داشته شد

1- نقل شده از: زنى دختر خود را بعد مرگ در خواب ديد كه به عذاب شديد گرفتار است . وقتى بيدار شد شروع به گريه كرد و از خدا مى خواست كه عذاب را از او بر طرف گرداند. بعد از يك شبانه روز بار ديگر او را به خواب ديد كه خوشحال و مسرور است و در باغ هاى بهشت به سر مى برد.
از او سئوال نمود: اى دختر! ديروز در عذاب بودى ولى امروز ترا در بهشت مى بينم ؟ جواب داد: اى مادر! من به واسطه گناه و معصيت در عذاب بودم . اما امروز شخصى از اين قبرستان گذشت و چند نوبت صلوات فرستاد و ثواب آن ها را بر اهل قبرستان هديه كرد. خداوند، به بركت آن ها عذاب را از اهل قبرستان برداشت و به جاى آن از باغ ها و نعمت هاى بهشت عنايت فرمود.

عده اى به نفع او شهادت دادند

عده اى به نفع او شهادت دادند

از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است : در بنى اسرائيل عابدى بود از شدت عبادت او حضرت داود تعجب مى كرد. خداوند وحى نمود: اى داود! از زيادى عبادت او تعجب نكن ؛ چون عبادت او خالص نيست و از روى ريا و خودنمايى مى باشد.
بعد از مدتى عابد از دنيا رفت . به داود خبر دادند كه : عابد از دنيا رفت . فرمود: برويد او را دفن كنيد و به خاك سپاريد. مردم از شكرت نكردن داود عليه السلام ناراحت شدند كه چرا بايد در تشييع جنازه عابد شركت نكند؟ وقتى او را غسل دادند. پنجاه نفر از جاى خود بلند شدند و شهادت دادند كه خدايا! غير از خير و خويى از اين شخص چيز ديگرى نديديم و بعد از آن بر او نماز خواندند. پنجاه نفر ديگر شهادت دادند و گفتند: خدايا! غير از خوبى و نيكى از او چيزى نديده ايم ، بعد از دفن هم پنجاه نفر ديگر همين شهادت را دادند.
خداوند به داود عليه السلام وحى كرد: چه چيز باعث شد كه در تشييع جنازه عابد شركت نكردى ؟ عرض كرد: خدايا! به واسطه همان چيزى كه به من اطلاع دادى و گفتى او رياكار است . وحى شد: درست است كه عملش براى خدا نبود وليكن عده اى از مؤ منان به نفع او شهادت دادند، من هم شهادت آن ها را درباره او قبول كردم و او را عفو نمودم .

شهادت به نفع ميت

شهادت به نفع ميت

در اخبار وارد شده است كه : اگر عده اى به نفع ميتى شهادت دهند، خداوند شهادت آنان را درباره آن ميت قبول مى كند و لو اين كه ميت نزد خدا از گناه كاران باشد.
امام صادق فرمود:

 اگر چهل نفر بر جنازه اى وارد شوند و بگويند: ((اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا)) خدايا! ما از اين بنده تو غير از خوبى چيز ديگر نمى دانيم . خداوند در جواب مى فرمايد: شهادت شما را درباره بنده خود قبول كردم و آن چه كه خود درباره گناهان او مى دانستم همه را بخشيدم و او را عفو كردم

نامه را در كفش گذاشت

نامه را در كفش گذاشت

نقل شده است : سيد فقيرى نزد ((مقدس )) اردبيلى رفت و گفت : سفارش مرا به شاه طهماسب بكن و مشكل مرا به او برسان . ((مقدس )) اردبيلى نامه اى به شاه نوشت و سفارش سيد را به او كرد. در اول نامه نوشته بود. اى برادر! مشكل اين سيد را حل كن و نامه را به دست سيد داد كه خود او به شاه رساند.
وقتى سيدنامه را به شاه رسانيد و او فهميد از طرف ((مقدس )) اردبيلى است ، براى احترام از جا بلند شد و تعظيم كرد. بعد از آن كه نامه را خواند ديد نوشته است : اى برادر! شاه به غلام خود دستور داد: كفن مرا بياور، غلام هم اطاعت كرد. او نامه ((مقدس )) را داخل كفن نهاد و به خاصان خود گفت : وقتى من از دنيا رفتم و دفنم كرديد، اين نامه را بالاى سرم بگذاريد تا به واسطه آن بر نكير و منكر شاهد بياورم و بگويم من كسى هستم كه ((مقدس )) اردبيلى ، اين مرد با تقوا و مجتهد اهل زمان ، مرا به عنوان برادرى قبول كرده و اين هم خط و مهر او است . (آن ها هم بعد از مرگش چنين كردند). بعد حاجات آن سيد را برآورد و مشكلات او را حل كرد

اولاد صالح

اولاد صالح

يكى ديگر از چيزهايى كه باعث مى شود عذاب قبر از انسان برداشته شود اولاد صالح است كه بعد از مرگ پدر و مادر براى آن ها طلب مغفرت كند و از خداوند متعال بخواهد گناهان آن ها را عفو نمايد و با اعمال صالحى كه انجام مى دهد سهمى براى والدين قرار مى دهد.امام صادق عليه السلام از پدران خود نقل مى كند: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

پدرى از عذاب نجات يافت  

پدرى از عذاب نجات يافت 

مانند داستان فوق قضيه اى در زمان حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم واقع شده است . روزى آن حضرت در قبرستان بقيع با اصحاب خود رد حركت بودند تا به قبرى نزديك شدند. به اصحاب فرمود: سرعت كنيد و هر چه زودتر از اين قبر عبور نماييد، همه با عجله و سرعت گذشتند. وقت مراجعت باز به همان قبر رسيدند و مى خواستند كه با سرعت رد شوند. حضرت فرمود: لازم نيست ، عجله نكنيد.
عرض كردند: يا رسول الله ! وقت رفتن فرموديد عجله كنيم و با سرعت رد شويم ولى الان مى فرماييد عجله لازم نيست ؟
فرمود: وقت رفتن ملائكه صاحب قبر را عذاب مى كردند در حالى او فرياد مى زد و من طاقت شنيدن ناله و ضجه او را نداشتم . ولى الان خدا او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار داده و عذاب را از او بر طرف كرده است .
اصحاب علت را پرسيدند؟ فرمود: اين مرد فاسق بوده و با حال فسق از دنيا رفته است ، به اين جهت او را تا حال عذاب مى كردند، ولى طفل صغيرى داشت كه او را نزد معلم بردند او هم ((بسم الله )) به او تعليم كرد. وقتى آن طفل ((بسم الله )) را به زبان جارى نمود، خداوند به ملائكه كه او را عذاب مى كردند دستور داد: ديگر او را عذاب نكنيد؛ زيرا سزاوار نيست شخصى كه فرزندش نام مرا مى برد عذاب كنم

زيارت امام حسين عليه السلام  

زيارت امام حسين عليه السلام 

از جمله پاداش هايى كه خداوند به زائرين قبر امام حسين عليه السلام مى دهد آن است كه از عذاب و فشارهاى قبر، آنها را نجات مى دهد.مناسب است در اين جا داستانى مربوط به زيارت عاشورا كه به واسطه آن ، عذاب را از قبرستان برداشتند نقل كنم .
حاج محمد على يزدى ، مرد فاضل و صالحى كه دائما مشغول اصلاح امر آخرت خود بود و شب ها در مقبره خارج شهر كه جماعتى از مؤ منان در آن دفن شده بودند به سر مى برد،

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

محبت اهل بيت

محبت اهل بيت

از جمله چيزهاى ديگرى كه انسان را از عذاب قبر و ناراحتى آن نجات مى دهد و از همه اعمال كارسازتر است ، محبت داشتن به اهل بيت عصمت و طهارت مى باشد.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: از جمله مواردى كه من به زيارت زائرم مى آيم شب اول قبر است . (كه اولين و خطرناك ترين منزل آخرت است .)
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

براى ما خربوزه فرستادى

براى ما خربوزه فرستادى

 در شهر سمرقند، يكى از مسلمانان ، بيمار شد. نذر كرد كه اگر سلامتى خود را باز يابد مزدكار روزهاى جمعه خود را به نيت پدر و مادرش كه از دنيا رفته اند صدقه دهد.
او پس از مدتى سلامتى خود را باز يافت و به نذر خود وفا كرد و مزدكار روز جمعه خود را، به نيت پدر و مادرش صدقه مى داد تا اين كه در يكى از روزهاى جمعه ، هر چه كوشش كرد كارى پيدا نكرد. آن روز مزدى به دست نياورد تا به نيت پدر و مادرش صدقه دهد.
نزد يكى از علما عصر خود رفت و پرسيد: اين جمعه كارى برايم پيدا نشد تا مزدش را براى پدر و مادرم صدقه دهم ، اكنون چكنم ؟
عالم به او گفت : از خانه بيرون برو و پوست خربوزه ها را جمع كن و آن ها را تميز بشوى و بيرون دروازه ، سر راه دهقانان كه از صحرا باز مى گردند بايست و پوسته ها را پيش الاغ آنها بينداز و ثوابش را به روح پدر و مادرت نثار كن . او به اين دستور عمل كرد، شب شنبه والدين خود را در خواب ديد كه با شادمانى بسيار او را در آغوش محبت خود گرفتند و گفتند:
اى فرزند! براى ما آنچه لازم بود پاداش فرستادى ، تا اين كه ما به خربوزه ميل زياد داشتيم ، آن را نيز براى ما فرستادى ، ما را خشنود ساختى ، خدا ترا خشنود كند.

با لباس كهنه از قبر بيرون آمد

با لباس كهنه از قبر بيرون آمد

از جمله زاهدها و عبادت كنندگان بصره است . گويد:

 شب جمعه اى به سوى مسجد جامع رفتم در بين راه به قبرستانى گذشتم . در وسط آن نشستم تا خوابم برد. در عالم خواب ديدم قبرها شكافته شد و از هر قبرى شخصى بيرون آمد و براى هر صاحب قبرى طبقى از نور فرود آمد، هر كدام از آنان طبق خود را گرفتند و داخل قبر خود شدند.

به ادامه مطلب بروید.........


 

ادامه نوشته

صدقه

صدقه

 از جمله چيزهايى كه عذاب و فشار قبر را از ميت برطرف مى كند و نفع آن ، زود عايد او مى شود صدقه و هديه دادن براى ميت است . چه آن هديه ، صدقه باشد يا دعا و استغفار و چه كارهاى نيك ديگر.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: ميت در قبر، هم چون انسانى است كه در حال غرق شدن مى باشد كه در هر لحظه منتظر رسيدن كمكى به او است . ميت چشم به صدقه و دعاى زنده ها دارد.

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

حج خانه خداوصبر بر مشكلات

حج خانه خداوصبر بر مشكلات

حج خانه خدا

حج انجام دادن ، عذاب قبر را برطرف مى كند. امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه چهار مرتبه (يا بيشتر) حج انجام دهد، هرگز فشار قبر به او نرسد.
 
صبر بر مشكلات

  از جمله مواردى كه باعث مى شود فشار قبر از ميت برداشته شود صبر كردن بر مشكلات زندگى است ، صبر نمودن بر معصيتها و سختيهاى دنيا در عالم برزخ نفعش به انسان مى رسد.
نقل شده است : وقتى بنده اى از دنيا رفت و او را داخل قبر گذاشتند و روى او را پوشاندند، اعمالش (از قبيل نماز، روزه ، خمس ، حج ، صبر و خويهايى كه به مردم كرده است ) به سراغش مى آيند.
صبر در گوشه اى مى ايستد و به ديگران نظر مى كند كه ببيند براى ميت چه كارهايى را انجام مى دهند، آيا مى توانند او را نجات دهند؟ صبر به نماز و ديگر اعمال گويد: اين ميت را به خودتان مى سپارم ، او را حفظ كنيد و اگر نتوانستيد، من او را نگاه مى دارم . صبر بر سه قسم است . صبر بر معصيت و صبر در عبادت . اما آنچه بيش از همه در عالم برزخ به كار انسان مى آيد صبر بر معصيت است . (يعنى ) مقدمات گناه فراهم باشد و انسان صبر كند و مرتكب آن نگردد و پناه به خدا برد، اين صبر فشار قبر را برطرف مى كند.

اولاد صالح و دوستان باوفايى ندارم  

اولاد صالح و دوستان باوفايى ندارم 

از ابى قلابه نقل شد كه : ايشان در خواب ديد، داخل قبرستانى شده است و مثل اين كه همه قبرها شكافته شده و مردگان از آن ها بيرون آمده و در كنار آنها نشسته و در مقابل هر كدام طبقى از نور گذاشته اند. در ميان آن ها فقط همسايه او كه آن هم از دنيا رفته بود هديه و طبق نور ندارد. در ميان اموات خجلت زده و سر خود را به زير انداخته است . از او سئوال كرد: چرا براى تو طبق نورى نيامده است .

به ادامه مطلب بروید.........

ادامه نوشته

با فقر ساختن

با فقر ساختن

از جمله چيزهايى كه انسان را از فشار قبر رهايى مى بخشد با فقر ساختن و با رفيق بداخلاق به سر بردن است .
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: سه طايفه از زنان امت من عذاب و فشار قبر ندارند و در قيامت هم با حضرت فاطمه (س ) محشور مى شوند.
طايفه اول : زنى كه با فقر و تنگدستى شوهر خود بسازد و توقع بيجا از او نداشته باشد.
طايفه دوم : زنى كه با تندى و بداخلاقى شوهر خود صبر كند و بردبارى خود را از دست ندهد.
طايفه سوم : زنى كه براى رضاى خدا مهريه خود را به شوهر ببخشد

مرگ در شب و روز جمعه

مرگ در شب و روز جمعه

ابان بن تغلب از حضرت صادق نقل كرده است كه : آن حضرت فرمود:

 كسى كه از ظهر پنج شنبه تا ظهر جمعه بميرد خداوند عذاب و فشار قبر را از او برطرف مى كند و براى او برات آزادى از فشار قبر را مقرر مى گرداند.
و از امام باقر عليه السلام نقل شده است : كسى كه شب جمعه بميرد خداوند نامه آزادى و برائت از آتش را به او كرامتى فرمايد و كسى كه روز جمعه بميرد از آتش جهنم نجات پيدا مى كند و نيز فرمود: كسى كه شب يا روز جمعه بميرد عذاب قبر از او برداشته مى شود.

نماز وحشت

نماز وحشت

  يكى از چيزهايى كه عذاب قبر را برطرف مى كند و هديه براى ميت مى باشد، نماز وحشت است كه در شب اول قبر خوانده مى شود و آن دو ركعت است . در ركعت اول پس از خواندن حمد يك مرتبه ((آية الكرسى )) و در ركعت دوم پس از حمد ده مرتبه سوره ((قدر)) خوانده مى شود و پس از سلام مى گويد:
اللهم صل على محمد و ال محمد و ابعث ثوابها الى قبر فلان


به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته

ركوع صحيح و آگاهى به مردم دادن

ركوع صحيح و آگاهى به مردم دادن

ركوع صحيح 

امام باقر فرمود: هر كه ركوع نمازش را درست و صحيح انجام دهد و در آن عجله نكند، و توجه قلبى به آن داشته باشد خداوند او را از وحشت و عذاب قبر دور مى دارد.
 
آگاهى به مردم دادن

  حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: كسى كه افراد مستضعف فكرى و دينى را تقويت كند و آنها را در برابر مخالفان ما عالم و آگاه گرداند، در عالم برزخ مورد لطف و رحمت خداوند قرار مى گيرد و عقايد حقه را به او تلقين مى كنند و قبر او را به صورت بهترين باغهاى بهشت در مى آورد و عذاب قبر را از او برطرف مى نمايد

نماز خواندن

نماز خواندن

  حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 اگر مالى براى صدقه دادن براى اموات نداريد، لااقل دو ركعت نماز بخوانيد و به روح آنان هديه كنيد.روزى آن حضرت از كنارى قبرى كه روز قبل جنازه اى را در آن دفن كرده بودند عبور كرد، ديد بستگانش در كنار قبر گريه مى كنند. به آنها فرمود: دو ركعت نماز خفيف كه شما آن را كوچك مى شماريد، براى صاحب قبر با ارزش تر از همه دنيا است .
عمر بن يزيد از امام صادق پرسيد: آيا مى توان براى ميت نماز خواند؟ فرمود: بله ، گاهى ميت در فشار و عذاب قبر است و به خاطر نمازى كه شما براى او هديه مى كنيد در رفاه و امنيت قرار مى گيرد و به او گفته مى شود: اين تخفيف عذاب و رفاه به جهت نمازى است كه فلان برادر ايمانى ، براى تو هديه كرد.
عرض كرد: يا بن رسول الله ! مى شود دو ركعت نماز براى دو ميت خواند؟ فرمود: بلى ، همانگونه كه زنده ها با هديه شاد مى شوند اهل قبرستان و برزخيان با ترحم و استغفارى كه نسبت به آنان مى شود شاد مى شوند.

قرآن خواندن

قرآن خواندن

 خداوند به واسطه خواندن قرآن ناراحتى هاى دنيا و آخرت را از انسان برطرف مى كند و از جمله آنها، عذاب قبر است .اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:

 كسى كه در هر روز يا هر شب جمعه ، سوره ((نساء)) را بخواند، از فشار قبر در امان باشد.امام صادق عليه السلام فرمود: سوره ((ياسين )) قلب قرآن است ، هر كس آن را قبل از خواب يا قبل از غروب آفتاب بخواند از فشار قبر در امان باشد.
كسى كه به خواندن سوره زخرف مداومت كند خداوند، او را از فشار قبر و جانوران زمين ، ايمن گرداند.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه هنگام خواب سوره (الهاكم التكاثر) را بخواند، از سختى قبر ايمن گردد.امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه سوره (نون و القلم ) را در نماز واجب يا مستحب خود بخواند، خداوند او را از فشار قبر ايمن دارد
خواندن سوره ((ملك )) بالاى سر قبر ميت ، موجب رفع عذاب از ميت مى شود

جريدتين

جريدتين

گذاشتن جريدتين زير بغل ميت (و آن دو چوب تر از نخل يا چيز ديگر است ) عذاب قبر را برطرف مى كند.
زراه گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم : وقتى انسان مى ميرد چرا ((جريدتين )) با او دفن مى كنند؟ حضرت فرمود: براى اين كه تا زمانى كه آن دو چوب تر باشند عذاب از ميت برداشته مى شود و حسابرسى از او نمى كنند؛ زيرا عذاب قبر و حساب در يك روز و يك ساعت مى باشد و آن هم از وقتى است كه ميت را داخل قبر مى كنند تا موقعى كه بستگان از سر قبر او برمى گردند. اما بعد از خشك شدن آن دو چوب ، ديگر ميت را عذاب نمى كنند.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله به قبرستانى عبور كرد، ديد صاحب قبرى را عذاب مى كنند فرمود: دو چوب تر بياوريد، وقتى آوردند يكى را بالاى سر ميت و ديگرى را پائين پاى ميت دفن كرد.
عرض كردند: يا رسول الله ! چرا چنين كرديد؟ فرمود: براى اين كه عذاب او تخفيف پيدا كند و تا وقتى اين دو چوب تر باشد او را عذاب نمى كنند.
نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود: ((جريدتين )) كه با انسان دفن مى شوند، هم براى مؤ من نفع دارد و هم براى كافر

تلقين  

تلقين 

از جمله چيزهايى كه عذاب قبر را برطرف مى كند و حساب را آسان مى گرداند تلقين است . مستحب است وقتى ميت را داخل قبر گذاشتند قبل از آن كه لحد را بپوشانند و خاك بر آن بريزند او را تلقين كنند: وقتى ميت را تلقين كنند آن دو ملك كه براى حسابرسى آمده اند يكى به ديگرى مى گويد:

برگرد و داخل قبر نشو؛ زيرا او را تلقين كردند، و چيزهايى كه مى خواستيم از او سئوال كنيم به او ياد دادند و او را آگاه كردند.

 

ريختن آب بر قبر

ريختن آب بر قبر

  از امام صادق عليه السلام نقل شده است :

اگر آب روى قبر بپاشند تا زمانى كه خاك قبر رطوبت داشته باشد صاحب آن را عذاب نمى كنند.
بعيد نيست آب پاشيدن بر روى قبر تا چهل روز يا چهل ماه مستحب باشد.پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دستور مى دادند، روى قبرها، آب بپاشند. و اين سنت در زمان خود آن حضرت عملى شد.(201)
مرحوم حاج شيخ عباس قمى رحمة الله عليه ) مى گويد: پاشيدن آب ، روى قبر در هر وقت و هر زمان باشد نيكو است

 

ضايع كردن مال يتيم  

ضايع كردن مال يتيم 

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 جمعيتى را ديدم كه آتش از دهان و پشتشان شعله ور بود. پرسيدم : اينان كيستند و كارشان چه بوده است ؟!
جبرئيل عرض كرد: يا رسول الله ! اينها ستمكارانى بودند كه مال و دارايى يتيمان را به هر عنوان مى بردند و آنها را از حقشان محروم و بى نصيب مى كردند.
(نيز فرمود: در جهنم قومى را مشاهده كردم كه لبهاى آنان مانند لبهاى شتر بود و جماعتى را بر آنها موكل كرده بودند كه لبهايشان را مى بريدند و سنگهايى از آتش را در دهانشان مى گذاشتند و آن سنگها از زير آنان بيرون مى آمد.
گفتم : اى جبرئيل ! اينها چه كسانى هستند؟ جواب داد: كسانى كه اموال اطفال يتيم را از روى ظلم و ستم مى خوردند.

عيب جويى از مردم

عيب جويى از مردم

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 قومى را ديدم كه لبهاى آنان مانند لبهاى شتر بود و گوشتهاى پهلوهاى خود را با قيچى مقراض مى كنند و در دهان خود مى گذارند و مى خورند.
گفتم : برادر جبرئيل ، اينها چه كسانى هستند؟ جواب داد: كسانى از مردم عيب جويى مى كنند و آنها را با گوشه هاى چشمهايشان و با اشاره سر و ابرو و دستهايشان مسخره مى كنند و غيبت مى نمايند و باز بان به عيب ظاهر و باطن مردم مى پردازند.

مال شوهر را به اولاد شوهر قبل دادن

مال شوهر را به اولاد شوهر قبل دادن

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 شب معراج در سير خود به زنانى رسيدم كه به پستانهايشان آويزان بودند. از جبرئيل پرسيدم : اينها چه طايفه اى هستند؟ گفت : زنانى مى باشند كه مال شوهران خود را به اولادانى كه از شوهر قبلى خود پيدا كرده اند مى دادند.
بعد از آن فرمود: غضب خدا بر زنانى است كه در قوم و جمعيتى داخل كنند كسانى را كه داخل آن قوم و جمعيت نيستند و آنها را بر اسرار آن قوم آگاه نمايند و اموال و سرمايه آنها را به ايشان بخورانند و آنان را صاحب حق بدانند.

ربا خوردن  

ربا خوردن 

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 بر عده اى گذشتم . شكمهايشان به قدرى بزرگ بود كه نمى توانستند از جاى خود برخيزند! از جبرئيل پرسيدم : اينان كيانند؟
گفت : اينها ربا خواران امت تو هستند كه هرگاه عزم بر خواستن مى كنند، شيطان مزاحم آنها مى شود و همواره آنان را مى آزارد. سرنوشت اينان ، همچون سرنوشت آل فرعون است كه شب و روز بر آتش عرضه مى شوند و آتش را بر آنان مى نمايانند و دائما فريادشان بلند است و مى گويند: قيامت كى برپا مى شود؟
و نيز فرمود: در شب معراج مردانى را ديدم كه شكمهاى آنان مانند خانه هاى بزرگ بود و داخل آنها پر از مار و عقرب بود و از خارج شكمشان ، داخل آنها ديده مى شد!
گفتم : اى جبرئيل ! اينها چه كسانى هستند؟ گفت : يا رسول الله ! اينها رباخواران از امت تو هستند.

حرام خوردن

حرام خوردن

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 شبى كه مرا به معراج بردند، قومى را ديدم كه قلاب هاى آتشين در بينى هاى آن فرو برده و در ميان جهنم معلق بودند. از جبرئيل پرسيدم : اين ها چه كسانى هستند؟
عرض كرد:رسول عليه السلام فرمود: شبى كه مرا به معراج بردند قومى را ديدم كه قللب هاى آتشين در بينى هاى آن ها فرو برده و در ميان جهنم معلق بودند. از جبرئيل پرسيدم :

 اين ها چه كسانى هستند؟
عرض كرد:يا رسول لله ! كسانى هستند كه خداوند متعال مال حلال روزى آنان كرده است ولى ايشان دنبال حرام رفته و حرام مى خوردند.
نيز فرمود: به قومى گذشتم ، ديدم سفره اى جلوى آنها گسترده شده و در آن گوشت هاى پاك و پاكيزه موحد است كه در طرف ديگر آن ، گوشت هاى كثيف و گنديده قرار داشت .
ولى آنها گوشت هاى پاك و پاكيزه را رها كرده و از گوشتهاى گنديده مى خورند. گفتم : اى جبرئيل ! اينها چه كسانى هستند؟
عرض كرد: كسانى هستند كه در دنيا غذاى حلال را رها كرده و حرام مى خورند؟! يا رسول الله ! اينها كه مشاهده مى كنى از امت تو هستند

ترك نماز عشاء

ترك نماز عشاء

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 پس از آن ، بر جمعيتى گذشتم كه سر و صورت هايشان را با سنگ ، شكسته و له مى كردند. از جبرئيل پرسيدم : اينها چه كسانى هستند؟!
عرض كرد: جمعيتى از امت تو هستند كه نماز عشاء را نخواندند و از روى غفلت و اهميت ندادن به نماز آن را ترك كرده اند.

امر به معروف و خود عمل نكردن

امر به معروف و خود عمل نكردن

 حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

 آن شبى كه مرا به آسمانها سير دادند به عده اى برخوردم كه لبهاى خود را با قيچى هاى آتشين مقراض مى كردند، گفتم : اى جبرئيل ! اينها چه كسانى هستند گفت : خطبا و سخن گويان در دنيا هستند كه مردم را امر به معروف مى كردند و خود عمل نمى كردند

 

عذابهاى بعضى اضافه مى شود

عذابهاى بعضى اضافه مى شود

همين طور كه در عالم برزخ به نعمت ها و ثواب هاى بعضى از مردم كه مؤ سسات خيريه بنا نهاده و باقيات الصالحات از خود باقى گذاشته اند اضافه مى شد و در پرونده نيك آنها ثبت مى گردد، بعضى از مجرمان و خيانتكارانى هم هستند كه بعد از مرگشان بر اعمال زشت آنها اضافه مى شود و عذابشان بيشتر مى گردد.
از باب مثال ، كسى كه كارخانه مشروب سازى يا مركز فساد و فحشاء براى به انحراف كشاندن جوانان تهيه كند و عده اى از مردم مال دار وقتى بناهاى فساد را ديدند آنها هم بروند و در مكان هاى ديگر همين بناها را آماده كنند طبق رواياتى كه مى فرمايند: كسى كه سنت بدى را در جامعه بنيان نهد و سپس ديگران از او پيروى نمايند هر بار كه آن سيره و روش ، مورد عمل واقع شود در پرونده مؤ سس آن ، خواه زنده باشد يا مرده ، گناه تازه اى ثبت مى شود و مستحق كيفر جديدى مى گردد.
امام باقر عليه السلام فرمود: هر بنده اى از بندگان خدا كه روش گمراه كننده اى را بين مردم بنيان نهد براى او گناهى همانند گناه كسانى است كه مرتكب آن عمل شده اند بدون آنكه از گناه عاملين آن كاسته شود.

مار، او را نيش مى زد

مار، او را نيش مى زد

از مولا مهدى نراقى كه يكى از علماى بزرگ اسلام است نقل شده است : روزى ايشان براى زيارت اهل قبور به ((وادى السلام )) نجف اشرف مى رود بعد از فاتحه و استغفار براى اهل قبور، يك مرتبه پرده ماديت از جلوى چشمش عقب مى رود، دريچه اى را مشاهده مى كند و داخل آن مى شود. قصر با شكوهى را مى بيند كه شخصى باوقار و نوارانى در بالاى آن نشسته است و افرادى دور او را گرفته اند و از او سئوالاتى مى كنند.

به ادامه مطلب بروید........

ادامه نوشته