داستان افک

داستان افک

یكی از داستان‎هایی كه در قرآن در آیات 11 تا 16 سوره نور آمده داستان پر ماجرای اِفْك (تهمت ناموسی به عایشه) است، كه قرآن به شدت این تهمت را رد كرده، و عایشه را در این جهت پاك و منزّه شمرده است.
اصل ماجرا از گفتار مفسّران شیعه و سنّی چنین است:

 

به ادامه مطلب بروید............

 

ادامه نوشته

جنگ احزاب (خندق)

جنگ احزاب (خندق)

در سوره احزاب هفده آیه (از آیه 9 تا 26) پیرامون جنگ احزاب، و كارشكنی‎های منافقان، یهودیان و قبایل مختلف قریش و بت پرستان آمده كه همه دست به دست هم داده بودند، تا اسلام و مسلمین را نابود كنند. سرانجام امدادهای غیبی، تدابیر شجاعانه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و قهرمانی‎های حضرت علی ـ علیه السلام ـ در جنگ خندق، موجب شكست مفتضحانه دشمنان شد، و پس از جنگ خندق، همه یهودیان عنود، به فرمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سرزمین حجاز، قلع و قمع شدند. این حادثه بزرگترین و سخت‎ترین امتحان و آزمون برای مسلمانان بود، (چنان كه آیه یازده احزاب بیانگر این مطلب است) سرانجام مسلمانان با پیروزی چشمگیری، در این امتحان، رو سفید شدند، و لكّه ذلّت و رو سیاهی را تا ابد برای مشركان و منافقان كار شكن باقی گذاشتند.

به ادامه مطلب بروید..............

 

ادامه نوشته

ماجراي جنگ احد

ماجراي جنگ احد

در قرآن، آیه 121 سوره آل عمران تا تقریباً آخر این سوره در رابطه با جنگ اُحُد است، اختصاص بالغ بر صد آیه به ماجرای اُحُد بیانگر آن است كه ماجرای نبرد اُحُد دارای درسهای بسیار آموزنده برای مسلمانان هر عصر است كه فرا گرفتن آن درسها موجب عزّت آنان خواهد بود.
دورنمایی از جنگ اُحُد
بت پرستان در جنگ بدر، دستخوش ضربات شدید از جانب مسلمانان شده بودند، و بسیاری از سرانشان كشته شده بودند. آنها تصمیم گرفتند با نیروی مجهّزی برای انتقام و سركوبی مسلمانان به سوی مدینه حركت كنند، آنها با پنج هزار نفر به اضافه زنان و غلامان و ساز و برگ نظامی و استمداد از قبایل مختلف حركت نمودند در حالی كه شعار می‎دادند: انتقام! انتقام.

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

ماجراي جنگ بدر

ماجراي جنگ بدر

یكی از حادثه‎هایی كه در آیات متعدد قرآن به فرازهایی از آن حادثه اشاره شده،[1] ماجرای جنگ بدر است كه نخستین جنگ بزرگ مسلمانان با كفار قریش بود كه شخص پیامبر در آن شركت نمود و فرماندهی جنگ را در دست داشت. مسلمانان در این جنگ ضربه سختی بر دشمن وارد كردند. در آیات 45 و 46 سوره انفال شش دستور نظامی ذكر شده كه در جنگ بدر موجب پیروزی مسلمانان گردید، كه اگر مسلمانان در سایر جنگها رعایت كنند، پیروزی از آنِ آنها است، كه در ذیل ذكر خواهد شد.

به ادامه مطلب بروید.............

 

ادامه نوشته

ماجراي ليلة المبيت

هجرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مكّه به مدینه

یكی از داستان‎های مهم زندگی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ ماجرای عظیم هجرت او و یارانش از مكّه به مدینه است، چنان كه قرآن در سوره انفال آیه 30، و سوره بقره آیه 207 به این مطلب اشاره كرده است، كه خلاصه‎اش چنین است:
هنگامی كه مسلمانان در مكّه در فشار و آزار شدید مشركان قرار گرفتند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ، مسلمانان را به هجرت به مدینه دستور داد، مشركان احساس خطر شدید كردند و با خود گفتند: هجرت مسلمانان به مدینه موجب تشكّل آنها در مدینه شده، و در آینده نزدیك، كار را بر ما سخت خواهد كرد. سران آنها در «دار النَّدوَه» مجلس شورای خود اجتماع كردند، و هر كدام در مورد جلوگیری از اسلام و دعوت پیامبر، پیشنهادی نمودند، چنان كه در آیه 30 سوره انفال به این توطئه، اشاره شده است.

به ادامه مطلب بروید.............

 

ادامه نوشته

از بعثت تا معراج

از بعثت تا معراج

پیامبر اسلام حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّی الله علیه و آله ـ برترین پیامبران و رسولان، و خاتم آنها است و پس از او پیامبری نخواهد آمد، سلسله نسب آن حضرت با سی واسطه به ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ می‎رسد.
نام مبارك پیامبر اسلام، حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است. این نام چهار بار در قرآن آمده، و نام دیگر آن حضرت احمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است كه یك بار در قرآن ذكر شده است. ولی القاب آن حضرت به عنوان نبی و رسول، بشیر، نذیر، خاتم النّبیین، دهها بار در قرآن خاطر نشان شده است.

به ادامه مطلب بروید.............

 

ادامه نوشته

عیسی و بشارت‎های او

بشارت عیسی ـ علیه السلام ـ به آمدن پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مهدی ـ علیه السلام ـ

بشارت عیسی ـ علیه السلام ـ به آمدن پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مهدی ـ علیه السلام ـ
روزی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ از سرزمین اردن به طرف بیت المقدس می‎رفت، در مسیر راه به همراهان فرمود: در فلان جا الاغی همراه كره‎‎اش می‎چرخد، آن را به این جا بیاورید. همراهان رفتند و الاغ را آوردند. عیسی ـ علیه السلام ـ بر آن سوار شد و به شهر اورشلیم وارد گردید و در آن جا از چند نفر كه بیماری سختی داشتند عیادت كرد و به اذن خدا به آنها شفا داد. سپس وارد بیت المقدس گردید، در آن جا بعضی از آن حضرت پرسیدند: «ای رسول خدا! به ما خبر بده كه پایان دنیا چگونه است و كی خواهد بود؟»

به ادامه مطلب بروید.............

 

ادامه نوشته

رسالت حضرت عيسي(ع) و معجزات

رسالت حضرت عيسي(ع) و معجزات

حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در سی سالگی رسماً رسالت خود را به مردم اعلام نمود، و هر رسولی برای اثبات پیامبری و رسالت خود معجزه دارد. عیسی ـ علیه السلام ـ به بنی اسرائیل گفت:
«اِنِّی قَدْ جِئْتُكُمْ بِآیهٍ مِنْ رَبِّكُمْ؛ من از طرف پروردگار شما نشانه‎ای برایتان آورده‎ام.»[1]
آن گاه پنج معجزه خود را به این ترتیب بر شمرد:
1. من از گِل چیزی به شكل پرنده می‎سازم، سپس در آن می‎دمم، به فرمان خدا پرنده‎ای می‎گردد.
2. كور مادر زاد را بینا می‎كنم.
3. مبتلایان به بیماری برص (پیسی) را بهبود می‎بخشم.
4. مردگان را زنده می‎كنم.
5. و از آن چه می‎خورید و در خانه خود ذخیره می‎نمایید، خبر می‎دهم.

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

ولادت معجزه آساي حضرت عيسي(ع)

ولادت معجزه آساي حضرت عيسي(ع)

یكی از پیامبران اولوا العزم و بزرگ، حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ است كه نام مباركش در قرآن 25 بار به عنوان عیسی، و 13 بار به عنوان مسیح آمده است، واژه عیسی ترجمه عربی كلمه «یشوع» است كه به معنی نجات دهنده می‎باشد.
او 1998 سال قبل (580 سال قبل از ولادت پیامبر اسلام) در سرزمین كوفه در كنار رود فرات چشم به جهان گشود.[1] و به گفته بعضی او در دهكده ناصره یا بیت المقدس در عصر سلطنت فرهاد پنجم یكی از شاهان اشكانی متولّد گردید.

به ادامه مطلب بروید............

 

ادامه نوشته

پايان عمر حضرت يحيي(ع)

شهادت جانسوز یحیی ـ علیه السلام ـ

در بیت المقدس پادشاهی هوسباز به نام «هیرودیس» (یا هردوش) بود، كه از طرف قیاصره روم در آن جا فرمانروایی می‎كرد، برادرش بهنام دختری به نام «هیرودیا» داشت. پس از آن كه فیلبوس از دنیا رفت، هیرودیس با همسر برادرش ازدواج كرد.
هیرودیس شاه هوسباز، عاشق دختر هیرودیا دختر زیبای برادرش شد، به طوری كه زیبایی هیرودیا او را در گرو عشق آتشین خود قرار داده بود، از این رو تصمیم گرفت با او كه برادر زاده، و دختر همسرش بود، ازدواج كند. این خبر به پیامبر خدا حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ رسید، آن حضرت با صراحت اعلام كرد كه این ازدواج برخلاف دستورات تورات است و حرام می‎باشد. سر و صدای این فتوا در تمام شهر پیچید و به گوش آن دختر (هیرودیا) رسید، او كینه یحیی ـ علیه السلام ـ را به دل گرفت، چرا كه او را بزرگترین مانع بر سر راه هوسهای خود می‎دانست و تصمیم گرفت در یك فرصت مناسبی از او انتقام بگیرد.

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

ويژگي هاي حضرت يحيي(ع) و زهد و ارتباط با خدا

قیام یحیی به امور در خردسالی

مدتی بود كه بنی اسرائیل بدون پیامبر و رهبر مانده بودند و همین امر موجب آشوب و بروز بلاهای بسیاری در میانشان شده بود، تا آن هنگام كه حضرت یحیی ـ علیه السلام ـ به هفت سالگی رسید. آن حضرت در این سن و سال برای هدایت مردم قیام كرد و در محل اجتماع مردم سخنرانی نمود. پس از حمد و ثنای الهی، ایام خدا را به یاد مردم آورد، و هشدار داد كه گرفتاری‎ها و بلاها بر اثر گناهانی است كه در میان بنی اسرائیل رایج شده است، و عاقبت نیك از آن پرهیزكاران است، و آنها را به آمدن حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ بشارت داد.[1]

به ادمه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

يحيي(ع) و پيامبري او

يحيي(ع) و پيامبري او

حضرت یحیی بن زكریا ـ علیه السلام ـ یكی از پیامبران بنی اسرائیل است كه نام مباركش پنج بار در قرآن آمده است.
چنان كه قبلاً ذكر شد، حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ با بانویی به نام ایشاع (یا حنانه) خاله حضرت مریم ـ علیها السلام ـ ازدواج كرد. سالها گذشت و هر دو به سن پیری رسیدند ولی دارای فرزند نشدند. سرانجام زكریا ـ علیه السلام ـ در كنار محراب مریم ـ علیه السلام ـ غذاها و میوه‎های بهشتی دید، دریافت كه باید امیدوار به خدا بود، با این كه 120 سال از عمرش گذشته بود و همسرش 98 سال داشت[1] از درگاه خداوند تقاضای داشتن فرزند كرد. سرانجام فرشتگان به او بشارت دادند كه خداوند پسری به نام یحیی ـ علیه السلام ـ به تو عطا خواهد كرد، و چنین نامی تاكنون كسی نداشته است.[2]

به ادامه مطلب بروید...................

 

ادامه نوشته

ولادت حضرت يحيي(ع) و شهادت حضرت زکريا(ع)

دعای گیرای زكریا ـ علیه السلام ـ و اجابت آن، و ولادت یحیی ـ علیه السلام ـ

حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ همیشه اهل دعا و راز و نیاز بود، ولی دیدن منظره غذاهای بهشتی كنار محراب حضرت مریم ـ علیها السلام ـ ، و استجابت دعاهای مریم ـ علیها السلام ـ ، گویی جرقّه‎ای بود كه چاشنی قلب او را منفجر كرد و سخت تحت تأثیر قرار گرفت. سالها بود تقاضای فرزندی از خدا نموده بود، تا پس از او وارث او گردد، ولی نتیجه نگرفته بود. شاید زكریا ـ علیه السلام ـ دیگر امید نداشت تا دارای فرزند شود، زیرا هم خودش به نهایت پیری رسیده بود و هم همسرش پیر شده بود، چنان كه از ابن عباس نقل شده: «زكریا صد و بیست سال داشت، و همسرش دارای نود و هشت سال بود.»[1]

به ادامه مطلب بروید.............

 

ادامه نوشته

سرگذشت حضرت زکريا(ع) و مريم(س)

سرگذشت حضرت زکريا(ع) و مريم(س)

یكی از پیامبران حضرت زكریا ـ علیه السلام ـ است، كه نام مباركش در قرآن هفت بار در سه سوره آمده است، زكریا بن برخیا ـ علیه السلام ـ از پیامبران بنی اسرائیل بود، كه سلسله نسبش به حضرت داود ـ علیه السلام ـ می‎رسد، او رییس راهبان و خدّام بیت المقدس بود و مردم را به شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ دعوت می‎كرد.
ازدواج زكریا
در میان بنی اسرائیل دو خواهر برجسته و بزرگ زاده وجود داشتند، یكی به نام «حَنّه» و دیگری به نام «اَشْیاع»،[1] زكریا ـ علیه السلام ـ از اَشْیاع خواستگاری كرد، و عمران كه یكی از راهبان و بزرگ بنی اسرائیل بود (و طبق نقلی از پیامبران بنی اسرائیل بود) از «حَنّه» خواستگاری نمود، سرانجام اشیاع همسر زكریا ـ علیه السلام ـ گردید، و حَنّه همسر عمران[2] شد.

به ادامه مطلب بروید..............

 

ادامه نوشته

مبارزه الياس(ع) با طاغوت زمانش

مبارزه الياس(ع) با طاغوت زمانش

از ابن عباس روایت شده: هنگامی كه یوشع بن نون بعد از موسی ـ علیه السلام ـ بر سرزمین شام مسلّط شد، آن را بین طوایف سبطی‎ها(ی دوازده گانه) تقسیم نمود، یكی از آن گروهها كه الیاس ـ علیه السلام ـ در میانشان بود در سرزمین بَعْلُبَك (كه اكنون یكی از شهرهای لبنان است) سكونت نمودند. خداوند الیاس ـ علیه السلام ـ را به عنوان پیامبر، برای هدایت مردم بَعْلُبك فرستاد.
بَعْلُبك در آن عصر، شاهی به نام «لاجب» داشت كه مردم را به پرستش بت فرا می‎خواند كه نام آن «بَعْلُ» بود. طبق سخن خدا در قرآن (آیات 124 تا 128 سوره صافات) «مردم بَعْلُبك، سخن الیاس را تكذیب كردند و از دعوت او اطاعت ننمودند.»

به ادامه مطلب بروید...............

 

ادامه نوشته

نصيحتي از الياس(ع) و گريه عميق او

نصیحتی عمیق از الیاس ـ علیه السلام ـ

حضرت الیاس ـ علیه السلام ـ در سیر و سیاحت خود در صحرا به یكی از سیاحان رسید، و ساعتی با هم همدم شدند. بین الیاس و سیاح، گفتگوی زیر رخ داد:
الیاس: آیا ازدواج كرده‎ای؟
سیاح: نه.
الیاس: حتماً ازدواج كن، و از تنها زندگی كردن بیرون بیا.
سیاح: بسیار خوب ولی با كدام بانویی، با چه ویژگی‎هایی ازدواج كنم.
الیاس: به تو نصیحت می‎كنم، با بانویی كه دارای یكی از این چهار خصلت باشد ازدواج نكن تا دارای زندگی آرام گردی. آن چهار خصلت عبارت است از:

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

حضرت الياس(ع) و شيوه دعوت او

حضرت الياس(ع) و شيوه دعوت او

یكی از پیامبران مرسل، حضرت الیاس است كه نام مباركش در قرآن در دو مورد آمده است، در یك جا به عنوان انسانی شایسته در ردیف زكریا و عیسی و یحیی ـ علیهم السلام ـ ذكر شده (انعام ـ 85) و در جاهای دیگر به عنوان پیامبر مرسل یاد شده است (صافّات، 123).
گرچه طبق بعضی از اقوال الیاس ـ علیه السلام ـ همان ادریس، یا خضر یا ایلیا است، ولی از ظاهر آیات قرآن استفاده می‎شود كه او به طور مستقل، یكی از پیامبران است.
و در آیه 130 سوره صافات می‎خوانیم: «سَلامٌ عَلى إِلْ‏یاسِینَ؛ سلام بر اِلْیاسین»
سپس در آیه 132 می‎فرماید: «إِنَّهُ كانَ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ؛ او از بندگان مؤمن ما است.»[1]

به ادامه مطلب بروید..............

 

ادامه نوشته

چند درس آموزنده از زندگي حضرت يونس(ع)

چند درس آموزنده از زندگي حضرت يونس(ع)

در زندگی و داستان كوچك حضرت یونس ـ علیه السلام ـ كه در قرآن آمده، درسهای بزرگ است كه در این جا به پاره‎ای از آنها اشاره می‎شود:
1. باید در امور، به خصوص نفرین برای نابودی افراد، شتابزدگی نكرد، و تا احتمال هدایت وجود دارد، با كمال صبر و مقاومت و وقار، برای هدایت مردم تلاش نمود. پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر همین اساس رفتار می‎كرد، در یكی از موارد، سرسختی و لجاجت مشركان به جایی رسید كه نزدیك بود پیامبر اسلام آنها را نفرین كند. خداوند به او خطاب نموده و فرمود:
«فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ؛ اكنون كه چنین است صبر كن و مانند صاحب ماهی (یونس) مباش (كه در تقاضای مجازات قومش عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولی گردید) در آن هنگام خدا را خواند در حالی كه قلبش پر از اندوه بود.»[1]

به ادامه مطلب بروید...............

ادامه نوشته

حضرت يونس(ع) در شکم ماهي

ترك اولی یونس، و قرار گرفتن او در شكم ماهی

حضرت یونس ـ علیه السلام ـ حق داشت كه ناراحت گردد زیرا 33 سال آنها را دعوت كرد، تنها دو نفر به او ایمان آوردند، از این رو به طور كلّی از آنها ناامید شد و بر ایشان نفرین كرد، و از میان آنها بیرون آمد كه از عذاب آنها نجات یابد، ولی اگر او در میان قوم می‎ماند و باز آنها را دعوت می‎كرد بهتر بود، چرا كه شاید در همان روزهای آخر، ایمان می‎آوردند، ولی یونُس كه كاسه صبرش لبریز شده بود، آن كار بهتر را رها كرد و از میان قوم بیرون آمد، همین ترك اولی باعث شد كه دچار غضب سخت الهی گردید.[1]

به ادامه مطلب بروید..............

 

ادامه نوشته

نجات حضرت يونس(ع) و قوم او

نقش دانشمند حكیم در نجات قوم از بلای حتمی

یونس ـ علیه السلام ـ به قوم خود گفته بود كه عذاب الهی در روز چهارشنبه نیمه ماه شوّال بعد از طلوع خورشید نازل می‎شود، ولی قوم، او را دروغگو خواندند و او را از خود راندند و او نیز همراه عابد (تنوخا) از شهر بیرون رفت، ولی «روبیل» كه عالمی حكیم از خاندان نبوّت بود در میان قوم باقی ماند. هنگامی كه ماه شوال فرا رسید، روبیل بالای كوه رفت و با صدای بلند به مردم اطّلاع داد و فریاد زد:
«ای مردم! موعد عذاب نزدیك شد،‌ من نسبت به شما مهربان و دلسوز هستم، اكنون تا فرصت دارید استغفار و توبه كنید تا خداوند عذابش را از سر شما برطرف كند.»

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

زندگي حضرت يونس(ع) و قوم او

زندگي حضرت يونس(ع) و قوم او

حضرت یونس ـ علیه السلام ـ یكی از پیامبران و رسولان خداست، كه نام مباركش در قرآن چهار بار آمده، و یك سوره قرآن (سوره دهم) به نام او است.
یونس ـ علیه السلام ـ از پیامبران بنی اسرائیل است كه بعد از سلیمان ظهور كرد، و بعضی او را از نوادگان حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ دانسته‎اند[1]، و به خاطر این كه در شكم ماهی قرار گرفت، با لقب «ذو النّون» (نون به معنی ماهی است) و «صاحب الحوت» خوانده می‎شد.
پدر او «مَتّی» از عالمان و زاهدان وارسته و شاكر الهی بود، به همین جهت خداوند به حضرت داود ـ علیه السلام ـ وحی كرد كه همسایه تو در بهشت، «مَتّی» پدر یونس ـ علیه السلام ـ است. داوود ـ علیه السلام ـ و سلیمان به زیارت او رفتند و او را ستودند

به ادامه مطلب بروید...................

 

 

ادامه نوشته

کيفيت مرگ سليمان(ع)

گیاه هشدار دهنده مرگ

روایتشده: حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ در مسجد بیت المقدس گاه به مدت یك سال و گاه دو سال و گاه یك ماه و دو ماه، اعتكاف می‎نمود، روزه می‎گرفت و به عبادت و شب زنده‎داری می‎پرداخت. در سال‌ آخر عمر، هر روز صبح كنار گیاه تازه‎ای كه در صحن مسجد روییده می‎شد می‎آمد و نام آن را از همان گیاه می‎پرسید، و نفع و زیانش را از آن سؤال می‎كرد، تا این كه در یكی از صبح‎ها گیاه تازه‎ای را دید، كنارش رفت و پرسید: «نامت چیست؟» پاسخ داد «خُرنُوب»
سلیمان ـ علیه السلام ـ پرسید: «برای چه آفریده شده‎ای؟» خرنوب گفت:

به ادامه مطلب بروید.............

 

ادامه نوشته

ماجرای هُدهُد و بُلْقَیس

گزارش عجیب هُدهُد به سلیمان ـ علیه السلام ـ

حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ با تمام حشمت و شكوه و قدرت بی‎نظیر بر جهان حكومت می‎كرد. پایتخت او بیت المقدس در شام بود. خداوند نیروهای عظیم و امكانات بسیار در اختیار او قرار داده بود،‌تا آن جا كه رعد و برق و جن و انس و همه پرندگان و چرندگان و حیوانات دیگر تحت فرمان او بودند. و او زبان همه آنها را می‎دانست.
هدف حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ این بود كه همه انسانها را به سوی خدا و توحید و اهداف الهی دعوت كند و از هرگونه انحراف و گناه باز دارد و

به ادامه مطلب بروید..............

 

ادامه نوشته

عدالت و پارسايي سليمان(ع) و نمونه هاي آن

عدالت و پارسايي سليمان(ع) و نمونه هاي آن

برای یك رهبر حق، مسأله عدالت و پارسایی از مهمترین ویژگی‎هایی است كه موجب عدالت گستری و امنیت و سلامتی جامعه شده، و مردم را از دلبستگی‎هایی كه موجب دوری از خدا پرستی و خالص می‎گردد حفظ می‎كند.
حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ در عین آن كه دارای آن همه قدرت و مكنت بود، هرگز مغرور نشد و از حریم عدالت و پارسایی و ساده زیستی خارج نگردید. و اگر دارای قصرهای عالی و بلورین بود، آن قصرها را برای زندگی مرفه خود نمی‎خواست بلكه یك نوع اعجاز مقام پیامبری او در شرایط آن عصر بود، تا همه را به سوی خدای یكتا و بی‎همتا جذب كند.

به ادامه مطلب بروید..............

 

ادامه نوشته

مشخصات حضرت سليمان(ع) و نمونه هايي از عظمت او

مشخصات حضرت سليمان(ع) و نمونه هايي از عظمت او

یكی از پیامبران بزرگی كه هم دارای مقام نبوّت بود و هم دارای حكومت بی‎نظیر و بسیار وسیع، حضرت سلیمان بن داوود ـ علیه السلام ـ است كه نام مباركش هفده بار در قرآن آمده است. او با یازده واسطه به حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ می‎رسد و از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل می‎باشد.
سلیمان ـ علیه السلام ـ حكومت وسیعی به دست آورد كه در آن جنّ و انس و پرندگان و چرندگان و باد، همه تحت فرمان او بودند، و بر سراسر زمین فرمانروایی می‎نمود.
خداوند در تمجید او می‎فرماید:
«وَ وَهَبْنا لِداوود سُلَیمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛ ما سلیمان را به داوود ـ علیه السلام ـ بخشیدیم، چه بنده خوبی! زیرا همواره با خدا ارتباط داشت و به سوی خدا بازگشت می‎كرد و به یاد او بود.»[1]

به ادمه مطلب بروید...............

 

ادامه نوشته

وبلاگ مذهبی بهشت صالحین 1ساله شد

بهشت صالحین

وبلاگ مذهبی بهشت صالحین 1ساله شد

ضمن سلام خدمت همه دوستان عزیز ومحترم بهشت صالحین ۱ساله شد.امیدوارم دراینده از مطالب

این سایت بهره ببرید.نظرات خودتون را برای بهبود ومطالب این وبلاگ مطرح نمایید