صندوق عهد و رحلت موسی (ع)

سپردن موسی ـ علیه السلام ـ صندوق عهد را به یوشع


در آیه 248 سوره بقره سخن از تابوت (صندوق عهد موسی) به میان آمده و در آن آیه چنین می‎خوانیم:
«و پیامبرشان (اشموئیل) به بنی‎اسرائیل گفت: نشانه صحّت حكومت و فرماندهی طالوت آن است كه تابوت (صندوق عهد) به سوی شما خواهد آمد، كه در آن، آرامشی از پروردگار شما، و یادگارهای خاندان موسی ـ علیه السلام ـ قرار دارد، در حالی‎كه فرشتگان آن را حمل می‎كنند. در این موضوع نشانه روشن برای شما است، اگر ایمان داشته باشید.»
توضیح اینكه موسی ـ علیه السلام ـ در روزهای آخر عمر خود، الواح مقدّس تورات، كتاب آسمانی را به ضمیمه زره خود و یادگارهای دیگر در میان صندوقی نهاد و آن را

به ادامه مطلب بروید....................

 

ادامه نوشته

داستان گاو بنی‎اسرائیل

داستان گاو بنی‎اسرائیل

ماجرای گاو بنی‎اسرائیل، مختلف نقل شده، ما در اینجا نظر شما را به ذكر یكی از آن روایات، با توجّه به روایات دیگر و آیات 67 تا 73 سوره بقره، جلب می‎كنیم.
مرد نیكوكاری به پدر و مادر خود احترام می‎كرد. در یكی از روزها كه پدرش در خواب بود معامله پر سودی برایش پیش آمد، ولی مغازه‎اش بسته بود و كلید مغازه نزد پدرش بود و پدرش نیز در آن وقت خوابیده بود. فروختن كالا، بستگی به بیدار كردن پدر داشت، تا كلیدی را كه در نزد پدر بود بگیرد. مرد نیكوكار آن معامله پرسود را به خاطر بیدار نكردن پدر، انجام نداد (و به خاطر احترام به پدر، از سود كلانی كه معادل 70 هزار درهم بود، گذشت) و مشتری رفت. وقتی پدر بیدار شد و از ماجرا اطّلاع یافت، از پسر مهربانش تشكّر كرد و گاوی را كه داشت به پسرش بخشید و گفت: «امیدوارم خیر و بركت بسیار، از ناحیه این گاو به تو برسد.»

به ادامه مطلب بروید................

 

 

ادامه نوشته

بلا و گرفتاری فرعونیان

گرفتاری فرعونیان به نُه بلا و غرور آنها

پس از ماجرای پیروزی موسی ـ علیه السلام ـ بر ساحران، گروههای بسیاری از بنی‎اسرائیل و... به موسی ـ علیه السلام ـ ایمان آوردند. موسی ـ علیه السلام ـ طرفداران بسیاری پیدا كرد و از آن پس بین بنی‎اسرائیل (پیروان موسی) و قبطیان (فرعونیان) همواره درگیری و كشمكش بود، فرعونیان همواره به ظلم و آزار بنی‎اسرائیل می‎پرداختند، و موسی ـ علیه السلام ـ همواره پیروان خود را به صبر و مقاومت دعوت می‎كرد، و امدادهای غیبی الهی را به یاد آنها می‎آورد، و به آنها مژده می‎داد كه بزودی وارث زمین می‎شوند و دشمنان دستخوش بلاهای گوناگون و سخت خواهند گردید.[1]

به ادامه مطلب بروید..................


 

ادامه نوشته

موسی (ع) و قتل یك جوان

موسی (ع) و قتل یك جوان

هنگامی كه موسی ـ علیه السلام ـ به حدّ رشد و بلوغ رسید، روزی وارد شهر (مصر) شد و در بین مردم عبور می‎كرد، دید دو نفر گلاویز شده‎اند و همدیگر را می‎زنند، یكی از آنها از بنی‎اسرائیل، و دیگری «قبطی»، یعنی از فرعونیان بود، در همین هنگام بنی‎اسرائیل از موسی ـ علیه السلام ـ استمداد نمود.
از آنجا كه موسی ـ علیه السلام ـ می‎دانست فرعونیان از طبقه اشرافی هستند و همواره به بنی‎اسرائیل ستم می‎كنند، به یاری مظلوم شتافت و تصمیم گرفت از ظلم ظالم جلوگیری كند.
به گفته بعضی، موسی دید یكی از آشپزهای فرعون می‎خواهد یك‎نفر بنی‎اسرائیل را برای حمل هیزم، به بیگاری كشد، و بر سر همین موضوع با هم گلاویز شده‎اند.

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

ماجرای تولد موسی(ع)و نگهداری او

ماجرای تولد موسی(ع)و نگهداری او

هنگام ولادت موسی ـ علیه السلام ـ هرچه نزدیكتر می‎شد، مادر موسی ـ علیه السلام ـ نگرانتر می‎گردید، و همواره در این فكر بود كه چگونه پسرش را از دست جلّادان فرعون حفظ كند.
امداد و لطف الهی موجب شد كه آثار حمل در یوكابد مادر موسی ـ علیه السلام ـ چندان آشكار نباشد، از سوی دیگر یوكابد با قابله‎ای دوست بود، و آن قابله به خاطر دوستی، حمل مادر موسی ـ علیه السلام ـ را گزارش نمی‎داد.
لحظات تولّد موسی ـ علیه السلام ـ فرا رسید، مادر موسی ـ علیه السلام ـ به دنبال دوستِ قابله‎اش فرستاد و از او استمداد نمود، قابله آمد و مادر موسی ـ علیه السلام ـ را یاری نمود، موسی ـ علیه السلام ـ در مخفیگاه دور از دید مردم متولد شد، در این هنگام

به ادامه مطلب بروید.................

 

ادامه نوشته

خواب دیدن فرعون وکنترل ولادت ها

خواب دیدن فرعون و كنترل ولادتها

نام مبارك حضرت موسی ـ علیه السلام ـ 136 بار در 34 سوره قرآن آمده است، از این رو می‎توان گفت؛ قرآن عنایت و توجّه ویژه‎ای به زندگی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ داشته است. او ازپیامبران اولواالعزم، دارای شریعت وكتاب مستقل (به نام تورات) و دعوت جهانی بود. او از نسل حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ است و با شش واسطه به آن حضرت می‎رسد، به این ترتیب: «موسی بن عمران بن یصهر بن قاهث بن لیوی (لاوی) بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم»[1]

و 500سال بعد از ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ ظهور كرد و 240 سال عمر نمود.[2]

به ادامه مطلب بروید.............

 

ادامه نوشته