دينارهاي طلا
يكي از اصحاب مالي براي آن حضرت آورد، كه در نظرش خيلي زياد نمود، چون وارد شد، امام صادق(ع) يكي از غلامان خود را صدا كرد، فرمود آن تشت كه كنار منزل است بياور و كلماتي تلفظ فرمود، آن غلام تشت را آورد تا رسيد مقابل امام دينارهاي طلا از آن ميريخت، آن قدر دينار مقابل امام ريخت كه بين او و آن مرد حائل شد.
آن گاه رو به يكي ديگر كرده، فرمود: گمان ميكنيد ما محتاج هستيم و به آن چه دست توانگران است، مينگريم اگر ما از شما مبلغي را قبول ميكنيم، به دستور الهي براي تزكيه مال شماست