لباس كار سربازي

لباس كار سربازي

رهبر عزیز احساس امام راحل ـ قدس سره الشریف ـ را درباره پوشیدن لباس رزم توسط یك روحانی می‌فرماید:
«سال 1359 كه گاه به مناطقِ جنگی می‌رفتم...، هر دفعه هفته‌ای یك بار، برای نماز جمعه تهران می‌آمدم و از راه كه می‌رسیدم، خدمت امام می‌رفتم... یك بار كه خدمت ایشان رفته بودم، ... لباس كار سربازی به تنم بود. وقتی سوار هواپیما می‌شدم كه به این جا بیایم، قبا می‌پوشیدم و عمامه سرم می‌گذاشتم و این لباس هم، آن زیر می‌ماند. یعنی لباسی نداشتم كه عوض كنم و همان طوری هم، خدمت امام می‌رفتم.
ایشان، وقتی كه چشم‌شان به این لباس نظامی افتاد، تعبیری كردند كه احتمال می‌دهم، در جایی آن را نوشته باشم... اجمالش یادم است. ایشان گفتند:
این، ... مایه‌ی افتخار است كه یك روحانی، لباس رزم به تنش می‌كند. و این درست است و همان چیزی است كه باید باشد...
حقیقتش هم این است كه روزی بود، لباس رزم را برای روحانی، خلاف مروّت ذكر می‌كردند. در باب امام جماعت گفته‌اند كه بایستی عادل باشد و كار خلاف عدالت و مروّت نكند.
از جمله كارهای خلاف مروّت كه ذكر می‌شد، این بود كه یك نفر امام جماعت، مثلاً لباس نظامی بپوشد... و در ردیف كارهایی بود كه مثلاً كسی در بازار یا در ممرّ عام مردم، حركت غیر محترمانه‌ای از او سر بزند.»

دیدار از خانواده شهدا

دیدار از خانواده شهدا

پدر سه شهید كه دامادش نیز به شهادت رسیده بود تعریف می‌كرد:
«یك شب به ما تلفنی اطلاع دادند كه: امشب چند نفر می‌خواهند به دیدن شما بیایند. من گمان كردم حتماً آنها از مسجد یا حسینیه هستند كه می‌خواهند به دیدن ما بیایند.
لذا آماده پذیرایی شدیم. نزدیك ساعت هشت شب بود كه زنگ در به صدا درآمد. وقتی در را باز كردم، اول یك نفر وارد شد و به دنبال او مقام معظم رهبری وارد خانه شدند. در آن لحظه خوشحالی زیادی به من دست داد. به طوری كه گویی دنیا را به من داده بودند. عكس‌های چهار شهیدمان را به رهبر عزیز نشان دادم. ایشان برای شهیدان خانواده ما دعا كردند. من گفتم:
«حاج آقا! دعا كنید خون شهیدان از بین نرود. ایشان فرمودند:
«خون شهیدان هیچ وقت از بین نمی‌رود. انقلاب ما، صاحب دارد و او نگهدار آن است.»

به بهانه استخاره

به بهانه استخاره

رهبر محبوب در خاطراتش از زمان دستگیری‌اش می‌فرماید:
«یك بار مأموران شاه مرا بیرون از خانه دستگیر كردند. وضع آن چنان بود كه نتوانستم دستگیر شدن خود را به خانواده و بستگانم خبر بدهم.
مأموران سپس مرا سوار اتومبیل كردند و به طرف چابهار بردند. در یكی از شهرها مأموران برای رفع خستگی و استراحت، ‌چند دقیقه‌ای توقف كردند. همه پیاده شدند. من هم از اتومبیل پیاده شدم و در گوشه‌ای نشستم. مأموران سعی می‌كردند كه مردم متوجه دستگیر شدن من نشوند. وقتی زمان استراحت به پایان رسید، خواستم به طرف اتومبیل بروم كه دیدم جوانی به من نزدیك شد و گفت: «حاج آقا اگر ممكن است برای من استخاره بگیرید!» من قرآن خودم را بیرون آوردم تا برای او استخاره بگیرم. در همین موقع، مأموران شاه برای این كه آن جوان فكر نكند كه آنها مراقب من هستند، از من فاصله گرفتند. جوان هم از فرصت استفاده كرد و آهسته گفت: حاج آقا من نمی‌خواستم استخاره كنم. می‌خواستم بپرسم شما را چه موقع دستگیر كرده‌اند و حالا به كجا می‌برند، تا كاری انجام دهم.
من از محبت او تشكر كردم و شماره‌های تلفن بستگانم را در مشهد به او دادم تا به آنها خبر بدهد.»

برنج نباشد، نمي‌خوريم

برنج نباشد، نمي‌خوريم

مادر یك شهید، كه از بستگان مقام معظم رهبری نیز هستند، تعریف می‌كرد:
«یك روز میهمان ایشان بودیم. ظهر بود و ما در كنار سفره منتظر حاج آقا نشسته بودیم. وقتی ایشان آمدند نگاه به غذا كردند و گفتند:
«مثل اینكه نوع برنج با برنج روزهای دیگر فرق كرده است؟»
خانم ایشان گفتند:
حاج آقا! روز عید است و میهمان هم داریم. برنج كوپنی هم تمام شده است. مجبور شدیم، برنج آزاد بخریم! حاج آقا ناراحت شدند و فرمود:
«بنا نبود، تغییری در زندگی ما بدهید. ما كه با میهمان این حرفها را نداریم. اگر برنج نباشد، برنج نمی‌خوریم .»

جانباز بزرگ انقلاب

جانباز بزرگ انقلاب

گزارش خبرنگاران از عصر روز حادثه «6 تیر 1360 ـ تهران ـ مسجد ابوذر» حاكیست كه حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای با توجه به مصدومیت دست راست، با دست چپ پیامی جهت امام خمینی ـ قدس سره الشریف ـ نوشته بودند بدین شرح: «به امام امت سلام برسانید.»[1]
حضرت امام خمینی ـ قدس سره الشریف ـ یك روز پس از حادثه‌ی سوء قصد به جان عزیز آیت الله العظمی خامنه‌ای پیامی منتشر ساخته و در آن تأكید می‌فرمایند كه:
«خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است. خداوند را شكر كه از ابتدای انقلاب شكوهمند اسلامی، هر نقشه كه كشیدند و هر توطئه‌ای كه چیدند و هر سخنرانی كه كردند، ملت فداكار را منسجم‌تر و پیوندها را مستحكم‌تر نمود و مصداق «لازال یوید و هذا الذین بالرجل الفاخر» تحقق پیدا كرد.»
حضرت امام خمینی ـ قدس سره الشریف ـ در این پیام از حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به عنوان «سربازی فداكار و از سلاله‌ی رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و خاندان حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ » یاد كرده كه جرمی جز خدمت به اسلام و كشور اسلامی ندارند.

كودتاي پايگاه شهيد نوژه

كودتاي پايگاه شهيد نوژه

مقام معظم رهبری درباره كودتای نوژه تیرماه سال 1359 می‌فرماید:
«ماجرای كودتای پایگاه شهید نوژه را ترتیب دادند. اینهم از طرف همان دستگاه‌های جاسوسی دشمن برای فتح ارتش بود كه اگر موفق می‌شدند، به زعم خودشان به عمر انقلاب خاتمه می‌دادند و اگر موفق نمی‌شدند بین مردم و ارتش و بین انقلاب و ارتش فاصله انداخته بودند.
این توطئه، توطئه‌ی خطرناكی بود كه به وسیله ارتشی‌ها خنثی شد. شاید ملت ایران نداند، آن عناصری كه موجب شد تا توطئه‌ی كودتای بسیار خطرناك پایگاه شهید نوژه خنثی بشود، خود جوان‌های ارتشی بودند كه آمدند و به ما اطلاع دادند.
یك خلبان جوان نیمه شب آمد در خانه ما را زد، با اصرار زیاد وادار كرد كه ما حرفش را گوش كنیم و گفت كه این كودتا ظرف 24 ساعت آینده انجام می‌گیرد.
عناصر دنباله گیر این قضیه، خود نظامیان، ارتشی‌های متدین آن پایگاه بودند كه بیشترین نقش را در خنثی كردن آن كودتا داشتند. یعنی آن كسی كه در این صحنه از ارتش دفاع كرد، خود ارتش بود. خودش نگذاشت چنگال دشمن به او وصل بوشد و دشمن بتواند توطئه خودش را در ارتش پیاده كند.»[1]
آن جوان خلبان هم بعدها جانباز شد. الآن هم هر جا كه هست امیدواریم مشمول فضل خدا باشد.»