شیوه برخورد شُعَیب با قوم خود

شیوه برخورد شُعَیب با قوم خود

یكی از پیامبران خدا حضرت شعیب ـ علیه السلام ـ است كه نام او در قرآن یازده بار آمده است. خداوند او را به سوی مردم مَدْین و اَیكه فرستاد تا آنها را به یكتا پرستی و آیین خدایی دعوت نماید و از بت پرستی و فساد اخلاقی نجات بخشد.
در مورد سلسله نسب شعیب، به اختلاف نقل شده، محدّث معروف مسعودی او را از فرزندان نابت بن مَدْین بن ابراهیم دانسته است.[1]
مَدْین شهری بود كه در سرزمین معان، نزدیك شام، در قسمت انتهایی حجاز قرار داشت، مردم آن علاوه بر بت پرستی و فساد اخلاقی، در داد و ستدها خیانت و كلاه برداری می‎كردند، كم فروشی و خیانت در خرید و فروش حتی كم نمودن طلا و نقره در سكه‎های پول، در میانشان رایج بود

به ادامه مطلب بروید............

 

ادامه نوشته

چگونگي رفع بلا از ايوب

چگونگي رفع بلا از ايوب

در قرآن در آية 42 و 43 سوره صاد مي‎خوانيم خداوند به ايوب ـ عليه السلام ـ چنين وحي كرد:
«اُرْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ؛ پاي خود را بر زمين بكوب! اين چشمة خنك براي شستشو و نوشيدن است، و افراد خانواده‎اش را به او بخشيديم، و همانند آنان را بر آنها افزوديم، تا رحمتي از سوي ما باشد و تذكّري براي انديشمندان.»

و در آية 44 صاد مي‎فرمايد:
«إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛ ما ايوب ـ عليه السلام ـ را صبور و شكيبا يافتيم، او چه بندة خوبي است كه بسيار بازگشت كننده به سوي خداست.»

ايوب ـ عليه السلام ـ بدن خود را با آب آن چشمة زلال شستشو نمود،

به ادامه مطلب بروید...............

ادامه نوشته

حضرت ایوب(ع) درازمایش عجیب الهی

حضرت ایوب(ع) درازمایش عجیب الهی

ابليس به زندگي حضرت ايوب ـ عليه السلام ـ حسد برد، به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد: اگر ايوب ـ عليه السلام ـ اين همه شكر نعمت تو را به جا مي‎آورد، از اين رو است كه زندگي مرفّه و وسيعي به او داده‎اي، ولي اگر نعمت‎هاي مادي را از او بگيري، هرگز شكر تو را به جا نمي‎آورد، اينك (براي امتحان) مرا بر دنياي او مسلط كن تا معلوم شود كه مطلب همين است كه گفتم.»
خداوند براي اين كه اين ماجرا سندي براي همة رهروان راه حق باشد، به شيطان اين اجازه را داد، ابليس پس از اين اجازه به سراغ ايوب ـ عليه السلام ـ آمد و اموال و فرزندان ايوب را

به ادامه مطلب بروید...................

 

ادامه نوشته

ماجرای زندگی حضرت ایوب(ع)

ماجرای زندگی ایوب (ع)

 

نام حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ چهار بار به عنوان یكی از پیامبران و بندگان صالح خدا ذكر شده است.[1]
گرچه طبق بعضی از روایات، ایوب از نوادگان یكی از مؤمنان به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ بود[2] ولی از آیه 84 انعام استفاده می‎شود كه او از نواده‎های حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ یا حضرت نوح ـ علیه السلام ـ می‎باشد.
علامه طبرسی در مجمع البیان، سلسله نسب حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ را چنین ذكر نموده: «ایوب بن اموص بن رازج بن روم بن عیصا بن اسحاق بن ابراهیم ـ علیه السلام ـ»[3] بنابراین ایوب با پنج واسطه به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ می‎رسد[4] و از سوی دیگر مادر ایوب ـ علیه السلام ـ، از نواده‎های حضرت لوط ـ علیه السلام ـ بود.[5]

به ادامه مطلب بروید...................

 

ادامه نوشته

پایان عمر حضرت یوسف(ع)

پایان عمر حضرت یوسف(ع)

 به قدری محبوبیت اجتماعی پیدا كرده و عزّت فوق العاده‎ای نزد مردم مصر داشت كه پس از فوتش بر سر محل به خاك سپاریش نزاع شد. هر طایفه‎ای می‎خواست جنازه یوسف در محل آنها دفن شود، تا قبر او مایه بركت در زندگی‎شان باشد. بالاخره رأی بر این شد كه جنازه یوسف را در رود نیل دفن كنند، زیرا آب رود كه از روی قبر رد می‎شد مورد استفاده همه قرار می‎گرفت و با این ترتیب همه مردم به فیض و بركت وجود پاك حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ می‎رسیدند.

صبر بسیار بباید پدر پیر فلك را                         تا دگر مادر گیتی چون تو فرزند بزاید
جنازه حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را در میان رود نیل دفن كردند تا زمانی

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

حضور برادران یوسف نزد او

برادران يوسف در مصر

سرانجام، تعبير خوابى كه يوسف براى پادشاه در مورد آمدن هفت سال فراوانى و حاصل‏خيزى انجام داد، تحقق يافت و يوسف با تدبير و انديشه خود به اداره امور پرداخت و غلاّت فراوانى را انبار نمود. و سپس هفت سال بعدى خشكسالى فرارسيد، و گرسنگى و قحطى ايجاد شد. به ويژه در كشورهاى مجاور، مانند فلسطين كه مردم آن سامان آمادگى براى چنين سالى نداشتند.

يعقوب و فرزندانش نيز مانند ديگران در تنگنا و سختى زندگى قرار گرفته و شنيدند

به ادامه مطلب بروید...............

 

ادامه نوشته

یوسف (ع)؛ رییس دارایی كشور مصر

یوسف (ع)؛ رییس دارایی كشور مصر

شاه مصر كه به طور كامل به پاكی و علم و درایت یوسف پی برده بود، به او علاقه شدیدی پیدا كرد. به اطرافیان دستور داد به زندان بروند و یوسف را به حضورش بیاورند تا او را محرم اسرار و امین امور خود قرار دهد. یكی از آنها نزد یوسف آمد، و بشارت آزادی را به یوسف ـ علیه السلام ـ داد؛ و او را نزد شاه آورد، شاه مقدم یوسف را مبارك شمرد، او را نزد خود نشاند. از هر دری با او سخن گفت، ‌ولی لحظه به لحظه به درجات مقام علمی یوسف ـ علیه السلام ـ بیشتر پی می‎برد، تا آن كه صد در صد شایستگی او را برای اداره مقامهای حسّاس كشور درك كرد و صریحاً به او گفت:

به ادامه مطلب بروید..................

 

ادامه نوشته

برخوردهای سیاسی حضرت یوسف (ع) با حكومت زمان

برخوردهای سیاسی حضرت یوسف (ع) با حكومت زمان

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ (آیه 3 سوره یوسف (ع))

ما بهترین حكایات را به وحی این قرآن بر تو می گوییم و هر چند پیش ازاین وحی از آن آگاه نبودی .

لَّقَدْ كَانَ فِی یُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آیَاتٌ لِّلسَّائِلِینَ (آیه 7 سوره یوسف (ع))

همانا در حكایت یوسف و برادرانش برای دانش طلبان و اهل تحقیق عبرت و حكمت بسیار مندرج است .

به ادامه مطلب بروید................

 

ادامه نوشته

نجات از چاه و ورود به كاخ

نجات یوسف ـ علیه السلام ـ از چاه به وسیله كاروان

یوسفِ مظلوم، شبهای تلخی را در میان چاه گذراند. سه روز و سه شب در میان چاه به سر برد، ولی خدای یوسف در یادِ او است. او را با الهام‎های حیاتبخش دلگرم كرده است. یوسف هر لحظه منتظر است از چاه بیرون آید. او در هر لحظه در فكر آینده به سر می‎برد. ارتباط دلش با خدا قطع نمی‎گردد. رنج تاریكی شب را با تاریكی قعر چاه و تنهایی و وحشت بر خود هموار می‎كند،‌ تا دست تقدیر با او چه بازی كند؟ و دیگر چه لباس امتحانی بر تنش كند؟!

كاروانی كه به همراه شترها و مال التّجاره از مدین به مصر می‎رفتند، برای رفع خستگی و استفاده از آب، كنار همان چاه آمدند.
بارها را كنار چاه انداختند. مردی را كه «مالك بن ذعر» نام داشت به

ادامه مطلب بروید.....................

 

ادامه نوشته