سورۀ الرحمن

از آن جا كه اين سوره، حسّ شكرگزارى را در انسانها به عالى ترين وجهى بر مى انگيزد، و بيان نعمتهاى مادّى و معنوى دنيا و آخرت، شوق طاعت و بندگى را در دل او افزايش مى دهد، فضيلت هاى فراوانى براى تلاوت آن در روايات آمده است; البتّه تلاوتى كه در اعماق روح انسان نفوذ كند و مبدأ حركت گردد.
از جمله در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «هر كس سوره الرّحمن را بخواند خداوند به ناتوانى او (در اداى شكر نعمت ها) رحم مى كند، و حقّ شكر نعمت هايى را كه به او ارزانى داشته، ادا مى كند».(1)


در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «هر كس سوره الرّحمن را بخواند و هنگامى كه به آيه «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ» مى رسد بگويد: «لا بِشَىْء مِنْ آلائِكَ رَبِّ اُكَذِّبُ; خداوندا! هيچ يك از نعمت هاى تو را انكار نمى كنم» اگر اين تلاوت در شب باشد و در همان شب بميرد، ثواب شهيدان را خواهد داشت، و همچنين اگر در روز باشد».(2)


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
الرَّحْمَنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْءَانَ (2) خَلَقَ الإنسَـنَ (3) عَلَّمَهُ الْبَيَانَ (4) الشَّمْسُ
خداوند رحمان، (1) قرآن را تعليم فرمود، (2) انسان را آفريد، (3) و به او سخن گفتن آموخت. (4) خورشيد
وَالْقَمَرُ بِحُسْبَان (5) وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ (6) وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ
و ماه با حساب دقيقى در گردشند، (5) و گياهان و درختان براى خدا سجده مى كنند. (6) و آسمان را برافراشت، و ميزان
الْمِيزَانَ (7) أَلاَّ تَطْغَوْا فِى الْمِيزَانِ (8) وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلاَ
و قانون نهاد، (7) تا در ميزان طغيان نكنيد (و از مسير عدالت منحرف نشويد)، (8) و وزن را براساس عدل برپا داريد و در سنجش
تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ (9) وَالاَْرْضَ وَضَعَهَا لِلاَْنَامِ (10) فِيهَا فَكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ
كاستى نكنيد. (9) و زمين را براى مردم آفريد، (10) كه در آن ميوه ها و نخلهاى
الاَْكْمَامِ (11) وَالْحَبُّ ذُوالْعَصْفِ وَ الرَّيْحَانُ (12) فَبِأَىِّ ءَالاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پرشكوفه است، (11) و دانه هايى كه همراه با ساقه و برگى است كه بصورت كاه (و خوراك حيوانات) در مى آيد، و گياهان خوشبو. (12) پس (اى گروه جن و انس) كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟!
(13) خَلَقَ الإنسَنَ مِن صَلْصَل كَالْفَخَّارِ (14) وَ خَلَقَ الْجَآنَّ مِن مَّارِج مِّن
پروردگارتان را انكار مى كنيد؟!(13) انسان را از گلِ خشكيده اى همچون سفال آفريد، (14) و جنّ را از شعله هاى
نَّار (15) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (16) رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ (17)
آتش خلق كرد. (15) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (16) او پروردگارِ دومشرق و دو مغرب است. (17)
فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (18) مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (19) بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ
پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (18) دو درياى مختلف (شور و شيرين، گرم و سرد) را در كنار هم قرار داد، در حالى كه با هم تماس دارند; (19) در ميان آن دو
لاَّ يَبْغِيَانِ (20) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ
مانعى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمى كند (و به هم نمى آميزند). (20) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (21) از آن دو، لؤلؤ و مرجان
وَالْمَرْجَانُ (22) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (23) وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَئَاتُ فِى
خارج مى شود. (22) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (23) و براى او (و از ناحيه او) است كشتيهاى كوه پيكر ساخته شده كه
الْبَحْرِ كَالاَْعْلَـمِ (24) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (25) كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَان (26)
در دريا به حركت در مى آيند! (24) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (25) همه كسانى كه روى آن [= زمين] هستند فانى مى شوند، (26)
وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَـلِ وَالإكْرَامِ (27) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (28)
و تنها ذات صاحب جلال و گرامى پروردگارت باقى مى ماند. (27) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (28)
يَسْئَلُهُ مَن فِى السَّمَـو تِ وَالاَْرْضِ كُلَّ يَوْم هُوَ فِى شَأْن (29) فَبِأَىِّ ءَالآءِ
تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از او تقاضا مى كنند، و او هر روز در شأن و كارى است. (29) پس كدامين نعمتهاى
رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (30) سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلاَنِ (31) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (30) اى دو گروه انس و جن! بزودى به (حساب) شما مى پردازيم! (31) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟!
(32) يَـمَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَـوتِ
(32) اى گروه جنّ و انس! اگر مى توانيد از مرزهاى آسمانها و زمين بگذريد، پس بگذريد،
وَالاَْرْضِ فَانفُذُوا لاَ تَنفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطَـن (33) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
ولى هرگز نمى توانيد، مگر با نيرويى (فوق العاده). (33) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟!
(34) يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّار وَنُحَاسٌ فَلاَ تَنتَصِرَانِ (35) فَبِأَىِّ ءَالآءِ
(34) (در قيامت) شعله هايى از آتش، و دودهايى متراكم بر شما فرستاده مى شود; و نمى توانيد از كسى يارى بطلبيد. (35) پس كدامين
رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (36) فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ (37) فَبِأَىِّ
نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (36) در آن هنگام كه آسمان شكافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (حوادث هولناكى رخ مى دهد كه تاب تحمّل آن را نخواهيد
ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (38) فَيَوْمَئِذ لاَّ يُسْئَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلاَ جَانٌّ (39)
داشت). (37) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (38) در آن روز هيچ كس از انس و جن از گناهش سؤال نمى شود (و همه چيز روشن است). (39)
فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (40) يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَهُمْ فَيُؤخَذُ
پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (40) مجرمان از چهره هايشان شناخته مى شوند; و موهاى پيش سر،
بِالنَّوَصِى وَالاَْقْدَامِ (41) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (42) هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِى
و پاهايشان را مى گيرند (و به دوزخ مى افكنند). (41) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (42) اين همان دوزخى است
يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ (43) يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيم ءَان (44) فَبِأَىِّ ءَالآءِ
كه مجرمان آن را انكار مى كردند. (43) اكنون در ميان آن و آب سوزان در رفت و آمدند. (44) پس كدامين
رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (45) وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (46) فَبأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا
نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (45) و براى كسى كه از مقام پروردگارش خائف است، دو باغ بهشتى است. (46) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان
تُكَذِّبَانِ (47) ذَوَاتَآ أَفْنَان (48) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (49) فِيهِمَا عَيْنَانِ
را انكار مى كنيد؟! (47) (آن دو باغ بهشتى) داراى انواع نعمتها (و درختان پرطراوت) است. (48) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (49) در آنها دو چشمه
تَجْرِيَانِ (50) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (51) فِيهِمَا مِن كُلِّ فَكِهَة زَوْجَانِ
هميشه جارى است. (50) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (51) در آن دو، از هر ميوه اى دو نوع وجود دارد (هر يك از ديگرى بهتر).
(52) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (53) مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشِم بَطَآئِنُهَا مِنْ
(52) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (53) اين در حالى است كه آنها برفرشهايى تكيه كرده اند
إِسْتَبْرَق وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَان (54) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (55) فِيهِنَّ
با آسترهايى از ديبا و ابريشم، و ميوه هاى رسيده آن دو باغ بهشتى نزديك (و در دسترس) است. (54) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان راانكار مى كنيد؟! (55) در آن
قَـصِرَتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلاَ جَانٌّ (56) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا
باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمىورزند; و هيچ انس و جنّى پيش از ايشان با آنان تماس نداشته است. (56) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان
تُكَذِّبَانِ (57) كَأَ نَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ (58) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
را انكار مى كنيد؟! (57) آنها همچون ياقوت و مرجانند. (58) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟!
(59) هَلْ جَزَاءُ الإحْسَنِ إِلاَّ الإحْسَنُ (60) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (61) وَمِن
(59) آيا جزاى نيكى جز نيكى است؟! (60) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (61) و پايين تر
دُونِهِمَا جَنَّتَانِ(62) فَبأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (63) مُدْهَامَّتَانِ (64) فَبأَىِّ
از آنها، دو باغ بهشتى (ديگر) است. (62) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (63) هر دو خرّم و سرسبزند. (64) پس كدامين
ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (65) فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ (66) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا
نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (65) در آنها دو چشمه جوشنده است. (66) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان
تُكَذِّبَانِ (67) فِيهِمَا فَـكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ (68) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (69)
را انكار مى كنيد؟! (67) در آنها ميوه هاى فراوان و درخت خرما و انار است. (68) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (69)
فِيهِنَّ خَيْرَتٌ حِسَانٌ (70) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (71) حُورٌ مَّقْصُورَتٌ
و در آن باغهاى بهشتى زنانى نيكوخلق وزيبايند. (70) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (71) حوريانى كه در
فِى الْخِيَامِ (72) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (73) لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلاَ
خيمه هاى بهشتى مستورند. (72) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (73) هيچ انس و جنّى پيش از ايشان با آنها تماس
جَآنٌّ (74) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (75) مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَف خُضْر
نداشته است (74) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (75) اين در حالى است كه بهشتيان بر تختهايى سبز رنگ
وَعَبْقَرِىّ حِسَان (76) فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (77) تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِى
ممتاز و زيبا تكيه زده اند. (76) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى كنيد؟! (77) پربركت و زوال ناپذير است نام پروردگار
الْجَلَـلِ وَ الاْكْرَامِ (78)
صاحب جلال و بزرگوار تو. (78)

 

التماس دعا