مناجاتى منظوم از امام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(عليه السلام)
مناجاتى منظوم از امام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(عليه السلام)
دعا و مناجات يكى از بهترين وسيله هاى ارتباط معنوى با خداوند و كسب صفاى باطن و تهذيب نفس است.اگر دعا كننده بداند چه كسى را مى خواند و در برابر چه بزرگى به راز و نياز مشغول است و چه مفاهيم بلندى در دعاهاى معروف آمده است، چنان سرمست از باده مناجات مى شود كه هيچ لذّتى را در عالم با آن برابر نمى يابد.
دعا و مناجات، از امام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(عليه السلام)
اين مناجات از «صحيفه علويّه» نقل شده است.(1)
لَكَ الْحَمْدُ يا ذَاالْجُودِ وَ الْمَجْدِ وَالْعُلى
تَبارَكْتَ تُعْطى مَنْ تَشاءُ وَتَمْنَعُ
ستايش توراست اى صاحب جود و بزرگى و بلندى
بزرگى تو راست كه به هر كه خواهى بدهى و يا بازگيرى
اِلـهى وَ خَلاّقى وَحِرْزى وَمَوْئِلى
اِلَيْكَ لَدَى الاِْعْسارِ وَالْيُسْرِ اَفْزَعُ
اى معبود و آفريدگار و پناه و نگهدار من بدرگاه
تو در سختى و آسانى پناه برم
اِلـهى لَئِنْ جَلَّتْ وَجَمَّتْ خَطيئَتى
فَعَفْوُكَ عَنْ ذَ نْبى اَجَلُّ وَاَوْسَعُ
خدايا اگر خطايم بزرگ و زياد است
ولى گذشت تو از گناه من بزرگتر و وسيعتر است
اِلـهى لَئِنْ اَعْطَيْتُ نَفْسِىَ سُؤْلَها
فَها اَ نَا فى رَوْضِ النَّدامَةِ اَرْتَعُ
خدايا اگر من از خواهش نفس پيروى كنم
پس در آن حال من در چراگاه پشيمانى مى چرم
اِلـهى تَرى حالى وَفَقْرى وَ فاقَتى
وَاَنْتَ مُناجاتِى الخَفِيَّةَ تَسْمَعُ
خدايا خود تو حال من و ندارى و تهيدستيم را بينى
و تو رازهاى پنهان مرا مى شنوى
اِلـهى فَلا تَقْطَعْ رَجآئى وَلا تُزِغْ
فُؤادى فَلى فى سَيْبِ جُودِكَ مَطْمَعٌ
خدايا پس اميدم را قطع مكن و منحرف مساز
به نوميدى دلم را كه من طمعكار باران سخايت هستم
اِلـهى لَئِنْ خَيَّبْتَنى اَوْ طَرَدْتَنى
فَمَنْ ذَااَّلذى اَرْجُو وَ مَنْ ذا اُشَفِّعُ
خدايا اگر نوميدم سازى يا از درگاهت برانى
پس به چه كسى اميد داشته باشم و كه را شفيع گردانم
اِلـهى اَجِرْنى مِنْ عَذابِكَ اِنَّنى
اَسيرٌ ذَليلٌ خائِفٌ لَكَ اَخْضَعُ
خدايا از عذاب خود پناهم ده كه براستى من
اسير و خوار و ترسان و خاضع درگاه توام
اِلـهى فَآنِسْنى بِتَلْقِينِ حُجَّتى
اِذا كانَ لى فِى الْقَبْرِ مَثْوَىً وَمَضْجَعٌ
خدايا بوسيله تلقين دليل و حجتم با من انس گير
در آن هنگام كه در گور منزل و مأوى گيرم
اِلـهى لَئِنْ عَذَّبْتَنى اَلْفَ حِجَّة
فَحَبْلُ رَجآئى مِنْكَ لا يَتَقَطَّعُ
خدايا اگر هزار سال مرا عذاب كنى ولى
باز رشته اميد من از درگاه تو قطع نمى شود
اِلـهى اَذِقْنى طَعْمَ عَفْوِكَ يَوْمَ لا
بَنُونَ وَلا مالٌ هُنالِكَ يَنْفَعُ
خدايا مزه گذشتت را به من بچشان در آن روز
كه نه فرزندان و نه مال در آن جا سود بخشد
اِلـهى لَئِنْ لَمْ تَرْعَنى كُنْتُ ضائِعاً
وَاِنْ كُنْتَ تَرْعانى فَلَسْتُ اُضَيَّعُ
خدايا اگر تو مراعاتم نكنى يكسره از بين رفته ام
و اگر تو مراعاتم كنى ضايع نگردم
اِلهى اِذا لَمْ تَعْفُ عَنْ غَيْرِ مُحْسِن
فَمَنْ لِمُسىء بِالْهَوى يَتَمَتَّعُ
خدايا اگر بنا شود جز از نيكوكار نگذرى
پس كيست اميد گنهكارى كه به هواى نفس كامرانى كرده
اِلهى لَئِنْ فَرَّطْتُ فى طَلَبِ التُّقى
فَها اَ نَا اِثْرَ الْعَفْوِ اَقْفُو وَ اَتْبَعُ
خدايا اگر در جستجوى پرهيزكارى كوتاهى كردم
ولى اينك بدنبال گذشت تو مى گردم و آن را مى جويم
اِلـهى لَئِنْ اَخْطَاْتُ جَهْلاً فَطالَما
رَجَوْتُكَ حَتّى قيلَ ما هُوَ يَجْزَعُ
خدايا اگر از روى نادانى خطا كردم پس چه بسيار اميدوار
به تو بوده ام بطورى كه درباره ام گفتند باك ندارد
اِلـهى ذُنُوبى بَذَّتِ الطَّوْدَ وَاْعتَلَتْ
وَصَفْحُكَ عَنْ ذَنْبى اَجَلُّ وَاَرْفَعُ
خدايا گناهانم برتر و بلندتر از كوههاى بزرگ گشته
ولى چشم پوشى تو از گناه من بزرگتر و برتر است
اِلـهى يُنَحّى ذِكْرُ طَوْلِكَ لَوْعَتى
وَذِكْرُ الْخَطايَا الْعَيْنَ مِنّى يُدَمِّعُ
خدايا ياد بخشش تو سوز درونم را ببرد
و ياد گناهان چشمانم اشك بار كند
اِلـهى اَقِلْنى عَثْرَتى وَامْحُ حَوْبَتى
فَاِنّى مُقِرٌّ خائِفٌ مُتَضَرِّعٌ
خدايا لغزشم را ببخش و گناهم را محو كن
زيرا كه من به گناه اقرار داشته و ترسان و نالانم
اِلـهى اَنِلْنى مِنْك رَوْحاً وَراحَةً
فَلَسْتُ سِوى اَبْوابِ فَضْلِكَ اَقْرَعُ
خدايا صفا و آسايشى از جانب خود به من ببخش
كه من جز درهاى فضل تو را نكوبم
اِلـهى لَئِنْ اَقْصَيْتَنى اَوْ اَهَنْتَنى
فَما حيلَتى يا رَبِّ اَمْ كَيْفَ اَصْنَعُ
خدايا اگر دورم كنى يا بى اعتناييم كنى
پس ديگر چه چاره كنم پروردگارا و يا چه بكنم؟
اِلـهى حَليفُ الْحُبِّ فى اللَّيْلِ ساهِرٌ
يُناجى وَيَدْعُو وَالْمُغَفَّلُ يَهْجَعُ
خدايا آن كه با دوستى تو دست بگريبان است شب را همه بيدار
و در مناجات و دعاست ولى غافل يكسره در خواب
اِلـهى وَهذَا الْخَلْقُ ما بَيْنَ نائِم
وَمُنْتَبه فى لَيْلِهِ يَتَضَرَّعُ
خدايا اين مردم هم يك دسته شبها خواب
و دسته اى بيدار و به تضرع مشغولند
وكُلُّهُمُ يَرجُو نَوالَكَ راجِياً
لِرَحْمَتِكَ الْعُظْمى وَفِى الْخُلْدِ يَطْمَعُ
و همگى به اميد عطاى تواند و اميدوار
به رحمت بزرگ تو و طمع بهشت برين دارند
اِلـهى يُمَنّينى رَجآئى سَلامَةً
وَقُبْحُ خَطيئاتِى عَلَىَّ يُشَنِّعُ
خدايا اميد من مرا آرزومند سلامتى مى كند
ولى زشتى گناهانم مرا به رسوايى تهديد مى كند
اِلـهى فَاِنْ تَعْفُو فَعَفْوُكَ مُنْقِذى
وَاِلاَّ فَبِالذَّنْبِ الْمُدَمِّرِ اُصْرَعُ
خدايا اگر بگذرى گذشت تو نجات بخش من است
وگرنه من با اين گناه مهلك به نابودى درافتم
اِلـهى بِحَقِّ الْهاشِمىِّ مُحَمَّد
وَحُرْمَةِ اَطْهار هُمُ لَكَ خُضَّعٌ
خدايا به حق محمّد هاشمى
و به حرمت پاكانى كه به درگاهت خاضعند
اِلـهى بِحَقِّ الْمُصْطَفى وَابْنِ عَمِّهِ
وَحُرْمَةِ اَبْرار هُمُ لَكَ خُشَّعٌ
خدايا به حق محمّد مصطفى و پسر عمويش (على)
و به حرمت نيكانى كه بدرگاهت خاشعند
اِلـهى فَاَنْشِرْنى عَلى دينِ اَحْمَدَ
مُنيباً تَقِيّاً قانِتاً لَكَ اَخْضَعُ
خدايا مرا بر دين احمد در قيامت برانگيز
در حال انابه و پرهيزكارى و فروتنى و خضوع
وَلا تَحْرِمَنّى يا اِلـهى وَسَيِّدى
شَفاعَتَهُ الْكُبْرى فَذاكَ الْمُشَفَّعُ
و مرا محروم مكن اى معبود و آقايم از
آن شفاعت بزرگش كه شفاعت او پذيرفته است
وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ما دَعاكَ مُوَحِّدٌ
وَناجاكَ اَخْيارٌ بِبابِكَ رُكَّعٌ
و درود فرست بر ايشان تا زمانى كه يكتاپرستى به درگاهت
دعا كند و نيكان با تو در مناجات و به درگاهت در ركوعند
التماس دعا