مرگ ترسناک است

 حال که حقيقت مرگ را فهميديم ، لازم است بدانيم : با اين که ((مرگ )) يک امر حتمى است ، چرا اکثر مردم از آن در هراسند؟
اگر ((مرگ )) نيستى و فنا و انهدام نيست چرا بعضى از آن مى ترسند؟ چرا از مردن وحشت و خوف دارند؟ چرا نام ((مرگ )) و مردن که پيش مى آيد ناراحت مى شوند و با چشم ديگرى به آن نگاه مى کنند؟ حتى از شنيدن نام ((مرگ )) کراهت دارند؟

بزرگان دين چند چيز را علت ترس از مرگ دانسته اند:
اول : اين که وقتى انسان حقيقت ((مرگ )) را فانى شدن و از بين رفتن پندارد، از آن مى هراسد و از شنيدن نامش مى گريزد تا چه رسد به خود آن . ولى اگر حقيقت آن را، آن چنان که هست دريابد و بدان يقين کند ترسش ‍ مى ريزد و ((مرگ )) را جز کمال و ترقى چيز ديگرى نخواهد يافت و به آن عشق مى ورزد.
اميرالمؤ منين عليه السلام که حقيقت ((مرگ )) را به روشنى دريافته و معنى آن را درک کرده است چنين مى فرمايد:
والله لابن ابيطالب انس بالموت من الطفل بثدى امه .


((به خدا سوگند که انس پسر ابوطالب به مرگ از انس به پستان و شير مادرش بيشتر است .))
در مورد متقين و چگونگى علاقه آنها به مرگ در خطبه همام مى فرمايد: اگر خداوند اجل و مدتى در دنيا برايشان تعيين نمى فرمود، از شوق ثواب و بيم عذاب حتى يک چشم بهم زدن نيز جان در بدشان قرار نمى گرفت
و همسر آن حضرت فاطمه زهرا (س ) ((مرگ )) خود را از خداوند مى خواهد و مى فرمايد:
اللهم عجل وفاتى سريعا
((خدايا! هر چه زودتر مرگ را برسان .)) (و از اين دنياى پر درد و رنج مرا نجات ده و به آخرتى که جاويد است منتقل کن .)


دوم : دلبستگى به دنيا. ترس از((مرگ )) گاهى به خاطر دل بستگى به دنيا است ، انسانى که عمر خود را صرف تيمار بدن کرده باشد هنگام مرگ و انتقال روح به عالم جديدى بسيار بيم ناک است ؛ زيرا او در لجن زار طبيعت غوطه ور بوده و با عالم جديدى که بدان جا منتقل مى شود هيچ آشنايى ندارد. وى دنيا را منزل حقيقى خود پنداشته ، به آن خو گرفته و دلبستگى شديدى پيدا کرده است ، از اين رو هنگام احتصار و قالب تهى کردن ، حالت بسيار بدى او دست خواهد داد.


ولى همين انسان ، اگر در اين عالم رشته ارتباط خود را با عالم آخرت محکم کند، به پروردگار ميل و علاقه و محبت بورزد و با ساکنين حرم قدس الهى آشنا شود، به اهل بيت عصمت و طهارت تمسک جويد و همت خود را صرف دنيا نکند، با اشتياق فراوانى به عالم ديگر منتقل مى شود و به محل خويش پرواز مى کند. نه تنها از ((مرگ )) نمى ترسيد، بلکه آن را شيرين تر از عسل مى يابد.


سوم : تهيه نکردن توشه : سومين علت ترس از ((مرگ ))، اين است که ما توشه راهى براى سفر آخرت آماده نکرده ايم و عمل نيکى انجام نداده ايم تا باعث نجات ما شود. اگر آخرت خود را آباد کرده و از پيش ‍ چيزى فرستاده باشيم و يقين بدانيم که آن جا در رفاه هستيم ، منزل و مکان آماده و آباد داريم ، چرا از ((مرگ )) بترسيم و وحشت داشته باشيم ؟


شخصى به خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم آمد و عرض ‍ کرد: يا رسول الله ! چرا من از ((مرگ )) کراهت دارم ؟ فرمود: آيا مال و ثروتى دارى ؟ عرض کرد: بلى ، فرمود: براى قيامت خودت چيزى فرستاده اى ؟


عرض کرد: خير، فرمود: به همين علت از ((مرگ )) مى ترسى و کراهت دارى
در مجلسى که امام حسن مجتبى عليه السلام حضور داشتند، صحبت از ((مرگ )) شد. شخصى عرض کرد: يابن رسول الله ! چرا ما از مرگ خوشمان نمى آيد؟ فرمود: براى اين که آخرت خود را خراب و دنيايتان را آباد کرده ايد، از اين جهت ناراحتيد که از عمران و آباد به سوى خرابه و ويرانه منتقل شويد.


هم چنين کسى از اباذر پرسيد: چرا ما از مرگ ناراحت و گريزانيم . در جواب گفت : چون دنياى خود را آباد و تعمير نموده و آخرت را ويران کرده ايد. لذا خوشتان نمى آيد که از عمران به خرابه رويد.


قرآن مجيد هم ، اعمال نادرست و خلاف مردم را که موجب کيفر و عذاب الهى است ، تنها عامل ترس از مرگ معرفى مى کند و مى فرمايد:
ععع قل يا ايها الذين هادوا ان زعمتم انکم اولياء لله من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صادقين و لا يتمنونه ابدا بما قدمت ايديهم و الله عليم بالظالمين


(اى محمد) ((بگو: اى کسانى که يهودى شده ايد! اگر مى پنداريد که تنها شما دوستان خدا هستيد نه ديگران ، پس آرزوى مرگ کنيد اگر راست مى گوييد، ولى آنان به سبب کارهاى نادرست و زشتى که انجام داده اند هرگز تمناى مرگ نخواهند کرد و خداوند به (اعمال ) ظالمان آگاه است )).


آرى ، کسانى از ((مرگ )) مى ترسند که عمرشان را در غير طاعت خدا سپرى ساخته اند وگرنه افرادى که على گونه زندگى کرده اند همانند او به مرگ بيش از طفل به پستان مادر علاقه دارند.
نيز آن حضرت درباره آمادگى براى ((مرگ )) مى فرمايد: کسى که واجبات را انجام داده و محرمات را ترک نموده است و مکارم اخلاق را داراست باکى ندارد که ((مرگ )) بر او وارد شود يا او مرگ حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: زيرک ترين افراد کسانى هستند که بيشتر به ياد ((مرگ )) باشند و خود را براى آن آماده نمايند