شهامت ذاتی

یكی از اساتید نقل می كرد، دوران جوانی امام خمینی (قدّس سرّه ) بود، ایشان به قم برای تحصیل و تدریس آمده بودند و هنوز به مقام مرجعّیت نرسیده بودند. روزی یك نفر قلدر به مدرسه فیضّیه آمد و شروع كرد به عربده كشیدن و به طلبه های اندك مدرسه فیضیّه بد گفتن ، با توجه به اینكه زمان رضاخان بود و افراد ضدّ آخوند از طرف رضاخان حمایت می شدند. در این هنگام كه طلبه ها خود را از گزند آن شخص عربده كش ، كنار می كشیدند دیدم امام خمینی (ره ) نزد او رفت و نهیبی بر سر او كشید و یك كشیده محكم به صورت او زد به طوری كه برق از چشمان او پرید، شرمنده شد و با كمال خجالت سر به پائین انداخت و از مدرسه بیرون رفت . آری امام در همان دوران جوانی ، خصلت شهامت و شجاعت را داشتند و زورگویان را تنبیه می كردند.